fact

[ایالات متحده]/fækt/
[بریتانیا]/fækt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واقعیت؛ حقیقت؛ درست.

عبارات و ترکیب‌ها

fact-checking

راستی‌آزمایی

factual evidence

شواهد مستند

in fact

در واقع

matter of fact

امر واقع

facts and figures

حقایق و ارقام

fact of life

یک واقعیت زندگی

basic fact

یک واقعیت اساسی

after the fact

بعد از وقوع

face the fact

واقعیت را بپذیرید

for a fact

برای اطمینان

in actual fact

در واقعیت

fact sheet

برگه اطلاعات

social fact

حقیقت اجتماعی

hard fact

یک واقعیت سخت

fact finding

یافتن حقایق

established fact

حقیقت مستقر

before the fact

قبل از وقوع

question of fact

سوال مربوط به واقعیت

جملات نمونه

a blur of fact and fancy.

مهتابی از واقعیت و خیال

This is a fact patent to the world.

این یک حق اختراع واقعی برای جهان است.

Death is a fact of life.

مرگ یک واقعیت زندگی است.

That is a fact beyond controversy.

این یک واقعیت فراتر از بحث است.

It is a fact of everyday experience.

این یک واقعیت تجربه روزمره است.

the ineluctable facts of history.

حقایق اجتناب‌ناپذیر تاریخ.

this is correct as a statement of fact .

این به عنوان یک واقعیت درست است.

a surreal mix of fact and fantasy.

ترکیبی سورئال از واقعیت و خیال.

stand facts on their heads

سر خود ایستادن حقایق

facts illustrative of the point

حقایقی که نقطه را نشان می دهد

the facts relative to the problem

حقایقی مربوط به مشکل

The fact remains to be proved.

این واقعیت که هنوز باید ثابت شود.

Facts are stubborn things.

حقایق چیزهای سرسخت هستند.

It was cold. In fact, it was freezing.

سرد بود. در واقع، خیلی سرد بود.

a résumé of the facts of the case.

خلاصه ای از حقایق پرونده.

Is this report fact or fiction?

آیا این گزارش واقعیت یا تخیل است؟

to ferret the facts out

برای کشف حقایق

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید