reality

[ایالات متحده]/riˈæləti/
[بریتانیا]/riˈæləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واقعیت؛ حقیقت؛ بالفعل

عبارات و ترکیب‌ها

face reality

رویارویی با واقعیت

harsh reality

واقعیت تلخ

in reality

در واقعیت

virtual reality

واقعیت مجازی

social reality

واقعیت اجتماعی

reality show

برنامه تلویزیونی واقعیت

sense of reality

حس واقعیت

reality tv

برنامه تلویزیونی واقعیت

reality check

بررسی واقعیت

economic reality

واقعیت اقتصادی

reality tv show

برنامه تلویزیونی واقعیت

ultimate reality

واقعیت نهایی

physical reality

واقعیت فیزیکی

جملات نمونه

the reality of Marryat's detail.

واقعیت جزئیات ماریات

Life’s primordial reality is spirit.

واقعیت اساسی حیات، روح است.

a virtual reality simulation of a moon landing

یک شبیه‌سازی واقعیت مجازی از فرود ماه

the harsh realities of the world news.

واقعیت‌های سخت اخبار جهان.

an extraordinary mixture of harsh reality and lofty ideals.

ترکیبی فوق العاده از واقعیت های سخت و آرمان های بلند.

the law ignores the reality of the situation.

قانون واقعیت وضعیت را نادیده می‌گیرد.

that dissidence between inward reality and outward seeming.

ناهمگنی بین واقعیت درونی و ظاهر بیرونی.

she was blind to the realities of her position.

او نسبت به واقعیت‌های موقعیت خود کور بود.

the fear and the reality of crime constrict many people's lives.

ترس و واقعیت جرم، زندگی بسیاری از مردم را محدود می‌کند.

the child is perfectly capable of distinguishing reality from fantasy.

کودک کاملاً قادر به تشخیص واقعیت از خیال است.

reality had not lived up to expectations.

واقعیت با انتظارات همخوانی نداشت.

the reality has fallen far short of early expectations.

واقعیت بسیار کمتر از انتظارات اولیه بوده است.

the harsh realities of life in a farming community.

واقعیت‌های سخت زندگی در یک جامعه کشاورزی

his essays on the interpretation of reality became a standard text.

مقالات او در مورد تفسیر واقعیت به یک متن استاندارد تبدیل شد.

the stark reality of life for deprived minorities.

واقعیت تلخ زندگی برای اقلیت‌های محروم.

It presents a logical atomist picture of reality and language.

این یک تصویر منطقی اتمیست از واقعیت و زبان ارائه می دهد.

Face reality and unwilled change will happen".

به واقعیت نگاه کنید و تغییرات ناخواسته اتفاق خواهد افتاد.

We thought he was serious but in reality he was joking.

ما فکر کردیم او جدی است اما در واقعیت شوخی می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

Their dreams conflict with their harsh reality.

رویاهای آنها با واقعیت سخت آنها در تضاد است.

منبع: VOA Standard February 2013 Collection

Countering alternative realities with facts is hard.

مقابله با واقعیت‌های جایگزین با حقایق دشوار است.

منبع: Newsweek

This is Augmented Reality Explained by Common Craft.

این واقعیت افزوده است که توسط Common Craft توضیح داده شده است.

منبع: Curious Encyclopedia

A) It will awaken them to reality.

الف) آنها را با واقعیت بیدار خواهد کرد.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

His dream became a reality in 2018.

رویای او در سال 2018 به واقعیت تبدیل شد.

منبع: VOA Slow English - America

The answer is 11th century virtual reality.

جواب واقعیت مجازی قرن 11 است.

منبع: TED Talks (Video Edition) November 2022 Collection

In the 1950s, the plan began to become a reality.

در دهه 1950، طرح شروع به تحقق شد.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

The reality is far more complex and sad.

واقعیت بسیار پیچیده تر و غم انگیزتر است.

منبع: The school of life

It means you have to accept the reality.

این بدان معناست که شما باید واقعیت را بپذیرید.

منبع: Sara's British English class

For 13 long years, that was my reality.

برای 13 سال طولانی، آن واقعیت من بود.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید