forfeit the game
از دست دادن بازی
suffer a forfeit
تحمل یک بازی از دست رفته
forfeit a deposit
از دست دادن سپرده
forfeit a motor licence
از دست دادن گواهینامه موتور
For him to forfeit his favourite hobby would be impossible.
برای او کنار گذاشتن سرگرمی مورد علاقهاش غیرممکن بود.
those unable to meet their taxes were liable to forfeit their estates.
کسانی که قادر به پرداخت مالیات خود نبودند، مسئول از دست دادن املاک خود بودند.
Her health was the forfeit she paid for working too hard.
سلامتی او بهایی بود که برای کار کردن بیش از حد پرداخت کرد.
You have forfeited your chance of getting your money back.
شما شانس بازپسگیری پول خود را از دست دادهاید.
You will forfeit your chance of getting your money if you are late.
اگر دیر کنید، شانس بازپسگیری پول خود را از دست خواهید داد.
Because he broke the rules, he forfeited his winnings.
چون قوانین را شکست، جوایزش را از دست داد.
she didn't mind forfeiting an extra hour in bed to get up and muck out the horses.
او اهمیتی نداشت که یک ساعت اضافی در رختخواب را از دست بدهد تا از خواب بیدار شود و اسبها را تمیز کند.
"If you do any damage to the computer even by any chance, you'll forfeit your right to get the fund."
اگر حتی به طور تصادفی به کامپیوتر آسیب برسانید، حق دریافت بودجه را از دست خواهید داد.
If you always tease others like that, you'll forfeit the good opinion of your friends.
اگر همیشه به این شکل دیگران را اذیت کنید، نظر مثبت دوستان خود را از دست خواهید داد.
If on the contrary, then have to be in charge and accept the negative result of condemn, penalty and eyen being forfeited to carry out public power of state.
در غیر این صورت، باید مسئولیت را بر عهده بگیرند و نتیجه منفی محکومیت، جریمه و حتی از دست دادن قدرت عمومی دولت را بپذیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید