forked road
جاده منشعب
forked lightning
رعد و برق شاخه شاخه
knife and fork
چاقو و چنگال
tuning fork
چنگال کوک
fork lift
چنگال روباتیک
fork out
پرداخت کردن
fork truck
چنگال روباتیک
fork lift truck
چنگال روباتیک
fork lifter
اپراتور چنگال روباتیک
dinner fork
چنگال غذاخوری
front fork
چنگال جلو
fork and spoon
چنگال و قاشق
salad fork
چنگال سالاد
shifting fork
چنگال تعویض
fish fork
چنگال ماهی
a deeply forked tail.
یک دم عمیقاً دو شاخه.
The farmer forked hay.
کشاورز علف را با چنگال برداشت.
forked lightning; a forked tail.
رعد و برق شاخه شاخه؛ یک دم شاخه شاخه.
forked over $50 for front-row seats; forked up the money owed.
50 دلار برای صندلیهای ردیف اول پرداخت کرد؛ پولی که بدهکار بود را پرداخت کرد.
we forked north-west for Rannoch.
ما به سمت شمال غربی برای راناک رفتیم.
Snakes have forked tongues.
مارها زبانهای دوشکهای دارند.
He forked the weeds out.
او علفهای هرز را بیرون کرد.
I've forked out enough money on this holiday.
من تا الان برای این تعطیلات پول زیادی خرج کردهام.
It is very important to measure and control the position of bearing hole when machining canular forked shaft.
هنگام ماشینکاری میل لولهای دوشکهای، بسیار مهم است که موقعیت سوراخ یاتک را اندازهگیری و کنترل کنید.
A small sum of money is supposed to be forked out quarterly for burglary and robbery insurance.
یک مبلغ کم پول باید به صورت سه ماهه برای بیمه سرقت و دزدی پرداخت شود.
Physical appearance seems to be only part of the equation.Despite the billions of dollars forked over every year for cosmetics and beautification procedures, looks aren't the whole kit and kaboodle.
ظاهر فیزیکی به نظر میرسد تنها بخشی از معادله باشد. با وجود میلیاردها دلار هزینه شده هر سال برای لوازم آرایشی و روشهای زیباسازی، ظاهر همه چیز نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید