divided into
تقسیم شده به
divided opinion
نظر متفاوت
deeply divided
به شدت تقسیم شده
divided by
تقسیم بر
divided loyalties
وفاداریهای تقسیم شده
be divided into
به بخشهای تقسیم شود
They are divided in opinion.
آنها در نظر با هم اختلاف دارند.
The room is divided by movable screens.
اتاق با پارتیشنهای متحرک تقسیم شده است.
they divided the spoil fifty-fifty.
آنها غنیمت را به نسبت مساوی تقسیم کردند.
the profession is divided on the issue.
این حرفه در این موضوع با هم اختلاف دارند.
Nine divided by three is three.
نه تقسیم بر سه برابر است با سه.
an arcade divided into ten bays.
یک سالن بازی که به ده قسمت تقسیم شده است.
was divided into the qadrivium and the trivium.
به قادریویوم و تریویوم تقسیم شد.
We divided the orange into segments.
ما پرتقال را به قطعات تقسیم کردیم.
Parliament divided on the question.
پارلمان در این سوال با هم اختلاف داشت.
This lesson is divided into four units.
این درس به چهار واحد تقسیم شده است.
This is divided into two parts.
این به دو قسمت تقسیم شده است.
The school divided on the point.
مدرسه در این نکته با هم اختلاف داشت.
The estate will be divided among the heirs.
این ملک بین وارثان تقسیم خواهد شد.
We divided up the money.
ما پول را تقسیم کردیم.
First he divided it in two, and then divided each into four.
ابتدا آن را به دو قسمت تقسیم کرد و سپس هر کدام را به چهار قسمت تقسیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید