divided

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪdɪd/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جدا شده; تقسیم شده به بخش‌های مختلف; تقسیم شده به بخش‌های جداگانه یا متمایز.

عبارات و ترکیب‌ها

divided into

تقسیم شده به

divided opinion

نظر متفاوت

deeply divided

به شدت تقسیم شده

divided by

تقسیم بر

divided loyalties

وفاداری‌های تقسیم شده

be divided into

به بخش‌های تقسیم شود

جملات نمونه

They are divided in opinion.

آنها در نظر با هم اختلاف دارند.

The room is divided by movable screens.

اتاق با پارتیشن‌های متحرک تقسیم شده است.

they divided the spoil fifty-fifty.

آنها غنیمت را به نسبت مساوی تقسیم کردند.

the profession is divided on the issue.

این حرفه در این موضوع با هم اختلاف دارند.

Nine divided by three is three.

نه تقسیم بر سه برابر است با سه.

an arcade divided into ten bays.

یک سالن بازی که به ده قسمت تقسیم شده است.

was divided into the qadrivium and the trivium.

به قادریویوم و تریویوم تقسیم شد.

We divided the orange into segments.

ما پرتقال را به قطعات تقسیم کردیم.

Parliament divided on the question.

پارلمان در این سوال با هم اختلاف داشت.

This lesson is divided into four units.

این درس به چهار واحد تقسیم شده است.

This is divided into two parts.

این به دو قسمت تقسیم شده است.

The school divided on the point.

مدرسه در این نکته با هم اختلاف داشت.

The estate will be divided among the heirs.

این ملک بین وارثان تقسیم خواهد شد.

We divided up the money.

ما پول را تقسیم کردیم.

First he divided it in two, and then divided each into four.

ابتدا آن را به دو قسمت تقسیم کرد و سپس هر کدام را به چهار قسمت تقسیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید