formalizing

[ایالات متحده]/ˈfɔːməlʌɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɔrməˌlaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رسمی یا فرمال کردن (یک توافق، طرح، و غیره)؛ ایجاد یک فرم یا ساختار خاص

عبارات و ترکیب‌ها

formalizing agreements

رسمی‌سازی توافقات

formalizing contracts

رسمی‌سازی قراردادها

formalizing procedures

رسمی‌سازی رویه‌ها

formalizing policies

رسمی‌سازی سیاست‌ها

formalizing relationships

رسمی‌سازی روابط

formalizing rules

رسمی‌سازی قوانین

formalizing standards

رسمی‌سازی استانداردها

formalizing processes

رسمی‌سازی فرآیندها

formalizing documentation

رسمی‌سازی مستندات

جملات نمونه

they are formalizing the new policy next week.

آنها سیاست جدید را هفته آینده رسماتیزه می‌کنند.

we are in the process of formalizing our partnership.

ما در حال رسماتیزه کردن مشارکت خود هستیم.

formalizing the agreement took longer than expected.

رسماتیزه کردن توافقنامه بیشتر از حد انتظار طول کشید.

she is formalizing her research findings for publication.

او یافته‌های تحقیقاتی خود را برای انتشار رسماتیزه می‌کند.

they are formalizing their roles within the organization.

آنها نقش خود را در سازمان رسماتیزه می‌کنند.

formalizing the contract will protect both parties.

رسماتیزه کردن قرارداد از منافع هر دو طرف محافظت خواهد کرد.

he is formalizing his business plan to attract investors.

او طرح تجاری خود را برای جذب سرمایه گذاران رسماتیزه می‌کند.

we need to focus on formalizing our procedures.

ما باید بر رسماتیزه کردن رویه‌های خود تمرکز کنیم.

formalizing the project timeline is crucial for success.

رسماتیزه کردن جدول زمانی پروژه برای موفقیت بسیار مهم است.

they are formalizing the training program for new employees.

آنها برنامه آموزشی برای کارمندان جدید را رسماتیزه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید