codifying

[ایالات متحده]/ˈkɒdɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɑːdəˌfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تنظیم قوانین در یک کد سیستماتیک

عبارات و ترکیب‌ها

codifying laws

تبیین قوانین

codifying rules

تبیین قوانین

codifying standards

تبیین استانداردها

codifying practices

تبیین روش‌ها

codifying procedures

تبیین رویه‌ها

codifying principles

تبیین اصول

codifying agreements

تبیین توافقات

codifying policies

تبیین سیاست‌ها

codifying definitions

تبیین تعاریف

codifying norms

تبیین هنجارها

جملات نمونه

codifying laws is essential for a fair justice system.

تدوین قوانین برای یک سیستم عدالت عادلانه ضروری است.

the committee is focused on codifying the new regulations.

کمیته بر روی تدوین مقررات جدید متمرکز است.

codifying ethical standards can help prevent misconduct.

تدوین استانداردهای اخلاقی می تواند به جلوگیری از سوء رفتار کمک کند.

they are in the process of codifying best practices for the industry.

آنها در حال تدوین بهترین روش ها برای صنعت هستند.

codifying the rules will make them easier to follow.

تدوین قوانین آنها را دنبال کردن آسان تر می کند.

the team is dedicated to codifying the company's policies.

تیم متعهد به تدوین سیاست های شرکت است.

codifying procedures can improve efficiency in the workplace.

تدوین رویه ها می تواند کارایی را در محل کار بهبود بخشد.

he is responsible for codifying the project guidelines.

او مسئولیت تدوین دستورالعمل های پروژه را بر عهده دارد.

codifying data protection laws is crucial in today's digital age.

تدوین قوانین حفاظت از داده ها در عصر دیجیتال امروز بسیار مهم است.

she advocates for codifying human rights into national law.

او از تدوین حقوق بشر در قانون ملی حمایت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید