formal attire
لباس رسمی
formal events
مناسبات رسمی
formal invitations
دعوتهای رسمی
formal dress
لباس مجلسی
formal occasions
مناسبتهای رسمی
formal meetings
جلسات رسمی
formal language
زبان رسمی
formal announcements
اعلامیههای رسمی
formal greetings
احوالپرسیهای رسمی
formal procedures
روشهای رسمی
she wore her formals to the wedding.
او لباسهای رسمیاش را به عروسی پوشید.
he always feels confident in his formals.
او همیشه در لباسهای رسمی خود احساس اعتماد به نفس میکند.
it's important to dress in formals for the interview.
برای مصاحبه، پوشیدن لباسهای رسمی مهم است.
they decided to host a formal dinner party.
آنها تصمیم گرفتند یک مهمانی شام رسمی برگزار کنند.
she bought a new pair of formals for the occasion.
او یک جفت لباس رسمی جدید برای این مناسبت خرید.
formals are required for the gala event.
لباسهای رسمی برای رویداد گالا مورد نیاز است.
he prefers wearing formals over casual attire.
او ترجیح میدهد لباسهای رسمی را به لباسهای غیررسمی بپوشد.
her formals were tailored perfectly for her figure.
لباسهای رسمی او به طور کامل برای اندامش طراحی شده بود.
they discussed the dress code for the formals.
آنها در مورد قوانین لباس برای لباسهای رسمی بحث کردند.
formals can make a strong impression at meetings.
لباسهای رسمی میتوانند تأثیر قویای در جلسات بگذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید