formulating

[ایالات متحده]/ˈfɔːm.jʊ.leɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɔːr.mjʊ.leɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور سیستماتیک ایجاد یا طراحی کردن؛ به طور سیستماتیک بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

formulating strategies

تدوین استراتژی‌ها

formulating policies

تدوین سیاست‌ها

formulating plans

تدوین برنامه‌ها

formulating ideas

تدوین ایده‌ها

formulating solutions

تدوین راه‌حل‌ها

formulating proposals

تدوین پیشنهادها

formulating concepts

تدوین مفاهیم

formulating responses

تدوین پاسخ‌ها

formulating theories

تدوین نظریه‌ها

formulating frameworks

تدوین چارچوب‌ها

جملات نمونه

formulating a new strategy is essential for success.

تدوین یک استراتژی جدید برای موفقیت ضروری است.

the team is busy formulating a detailed plan.

تیم مشغول تدوین یک برنامه دقیق است.

she is skilled at formulating effective policies.

او در تدوین سیاست‌های موثر مهارت دارد.

formulating clear goals can improve productivity.

تدوین اهداف روشن می تواند بهره وری را بهبود بخشد.

they are formulating a response to the feedback.

آنها در حال تدوین پاسخی به بازخورد هستند.

formulating a hypothesis is the first step in research.

تدوین یک فرضیه اولین قدم در تحقیق است.

we are formulating a proposal for the upcoming project.

ما در حال تدوین پیشنهادی برای پروژه آتی هستیم.

formulating a budget requires careful consideration.

تدوین یک بودجه نیاز به بررسی دقیق دارد.

the company is formulating a plan to expand its market.

شرکت در حال تدوین برنامه‌ای برای گسترش بازار خود است.

formulating a marketing strategy is crucial for growth.

تدوین یک استراتژی بازاریابی برای رشد بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید