creating

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تولید شده
v. در حال ایجاد (شکل حال استمراری فعل ایجاد)

عبارات و ترکیب‌ها

innovative creating

خلاقیت نوآورانه

artistic creating

خلاقیت هنری

creating opportunities

ایجاد فرصت‌ها

music creating

خلاقیت موسیقی

create button

دکمه ایجاد

جملات نمونه

clear directions for creating hedges.

دستورالعمل‌های واضح برای ایجاد حائل‌ها.

creating a mobile reserve of police on a national basis.

ایجاد یک ذخیره متحرک از پلیس در سطح ملی.

black tribalism became the excuse for creating ethnic homelands.

قبایلی سیاهپوستان بهانه‌ای برای ایجاد سرزمین‌های قومی شد.

I’m sure he had a hand in creating this problem.

مطمئنم او در ایجاد این مشکل نقش داشت.

The patron of the bar was ejected for creating a disturbance.

مهمان بار به دلیل ایجاد مزاحمت از آنجا طرد شد.

Creating frottage art is different from taking photos.

ایجاد هنر فراتژ با گرفتن عکس متفاوت است.

The heckler was ejected from the auditorium for creating a disturbance.

به دلیل ایجاد مزاحمت، مزاحم از تالار طرد شد.

He is charged with several misdemeanor, including driving without a valid licence and creating a disturbance.

او به چندین جرم غیرجدی متهم است، از جمله رانندگی بدون گواهینامه معتبر و ایجاد مزاحمت.

But in the longer term, political analyst Archil Gegeshidze says Russia will surely succeed in creating internal political instability in Georgia.

اما در بلندمدت، تحلیلگر سیاسی آرچیل گئگشیدزه می‌گوید روسیه مطمئناً در ایجاد بی‌ثباتی سیاسی داخلی در گرجستان موفق خواهد شد.

In October, he followed his army to northeast of China, putting down the banditti and creating a new base.

در ماه اکتبر، او ارتش خود را به شمال شرقی چین دنبال کرد، شورشیان را سرکوب کرد و یک پایگاه جدید ایجاد کرد.

KAVASS is leading the fashion pace, continuing to emerge, and creating various classical series.

KAVASS در حال پیشرو بودن در روند مد است، به ظهور ادامه می‌دهد و مجموعه‌های کلاسیک متنوعی ایجاد می‌کند.

Pattie Maes of the lab's Fluid Interfaces group said the research is aimed at creating a new digital "sixth sense" for humans.

پتی میس از گروه رابط‌های سیال آزمایشگاه گفت که این تحقیق با هدف ایجاد یک

Smelting,cast-on outwell and heat treatment handicraft,may accomplish with the type product or material in reference in creating process.

ذوب، ریخته‌گری، خارج‌برجسته و صنایع دستی حرارتی، می‌توانند با نوع محصول یا مواد مرجع در فرآیند ایجاد، انجام شوند.

Floor Length Evening Gown ------ This gown is made from brown silkete damask and white artificial sheepskin, creating a contrast in texture.

لباس شبانه تمام قد ------ این لباس از ابریشم دمشک قهوه‌ای و چرم گوسفند مصنوعی سفید تهیه شده و کنتراست بافتی ایجاد می‌کند.

Rotorua is known for its volcanic thermal vents creating pools of plopping volcanic mud at the Wai-O-Tapu Thermal Park.

روتوروا به دلیل دریچه‌های گرمایی آتشفشانی که استخرهای گل ولای آتشفشانی در حال پاشیدن در پارک حرارتی Wai-O-Tapu ایجاد می‌کنند، مشهور است.

The Hasee Elegant Q series Ultraportable Notebooks are reportedly to adopt lead-free design and process for creating better environment.

گزارش شده است که لپ‌تاپ‌های فوق‌باریک سری Hasee Elegant Q از طراحی و فرآیند بدون سرب برای ایجاد محیط بهتر استفاده می‌کنند.

We developed a general computational strategy for creating these protein structures that incorporates full backbone flexibility into rotamer-based sequence optimization.

ما یک استراتژی محاسباتی عمومی برای ایجاد این ساختارهای پروتئینی توسعه دادیم که انعطاف‌پذیری کامل ساختار اصلی را در بهینه‌سازی توالی مبتنی بر روتامر در نظر می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید