discarding

[ایالات متحده]/dɪsˈkɑːdɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈkɑrdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری discard; دیگر استفاده نمی‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

discarding waste

دور انداختن زباله

discarding items

دور انداختن وسایل

discarding evidence

دور انداختن مدارک

discarding old

دور انداختن قدیمی

discarding files

دور انداختن فایل‌ها

discarding thoughts

دور انداختن افکار

discarding food

دور انداختن غذا

discarding clothing

دور انداختن لباس

discarding materials

دور انداختن مواد

discarding junk

دور انداختن اشیاء بی‌ارزش

جملات نمونه

they are discarding old furniture to make space.

آنها در حال دور ریختن وسایل قدیمی هستند تا فضای بیشتری ایجاد کنند.

discarding unnecessary items can declutter your home.

دور ریختن وسایل غیرضروری می تواند خانه شما را مرتب کند.

she is discarding outdated technology for newer models.

او در حال دور ریختن فناوری های قدیمی برای مدل های جدیدتر است.

he felt guilty about discarding his childhood toys.

او در مورد دور ریختن اسباب بازی های دوران کودکی خود احساس گناه می کرد.

discarding bad habits is essential for personal growth.

دور ریختن عادت های بد برای رشد شخصی ضروری است.

they are discarding the old policies and implementing new ones.

آنها سیاست های قدیمی را دور می ریزند و سیاست های جدید را اجرا می کنند.

discarding the first draft can lead to a better final version.

دور ریختن پیش نویس اول می تواند منجر به یک نسخه نهایی بهتر شود.

she is discarding her fears and pursuing her dreams.

او ترس های خود را دور می کند و به دنبال تحقق آرزوهای خود می رود.

discarding excess baggage can lighten your travel experience.

دور ریختن بار اضافی می تواند تجربه سفر شما را سبک تر کند.

he is discarding negative thoughts to improve his mindset.

او افکار منفی را دور می کند تا طرز فکر خود را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید