discarding waste
دور انداختن زباله
discarding items
دور انداختن وسایل
discarding evidence
دور انداختن مدارک
discarding old
دور انداختن قدیمی
discarding files
دور انداختن فایلها
discarding thoughts
دور انداختن افکار
discarding food
دور انداختن غذا
discarding clothing
دور انداختن لباس
discarding materials
دور انداختن مواد
discarding junk
دور انداختن اشیاء بیارزش
they are discarding old furniture to make space.
آنها در حال دور ریختن وسایل قدیمی هستند تا فضای بیشتری ایجاد کنند.
discarding unnecessary items can declutter your home.
دور ریختن وسایل غیرضروری می تواند خانه شما را مرتب کند.
she is discarding outdated technology for newer models.
او در حال دور ریختن فناوری های قدیمی برای مدل های جدیدتر است.
he felt guilty about discarding his childhood toys.
او در مورد دور ریختن اسباب بازی های دوران کودکی خود احساس گناه می کرد.
discarding bad habits is essential for personal growth.
دور ریختن عادت های بد برای رشد شخصی ضروری است.
they are discarding the old policies and implementing new ones.
آنها سیاست های قدیمی را دور می ریزند و سیاست های جدید را اجرا می کنند.
discarding the first draft can lead to a better final version.
دور ریختن پیش نویس اول می تواند منجر به یک نسخه نهایی بهتر شود.
she is discarding her fears and pursuing her dreams.
او ترس های خود را دور می کند و به دنبال تحقق آرزوهای خود می رود.
discarding excess baggage can lighten your travel experience.
دور ریختن بار اضافی می تواند تجربه سفر شما را سبک تر کند.
he is discarding negative thoughts to improve his mindset.
او افکار منفی را دور می کند تا طرز فکر خود را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید