furrows

[ایالات متحده]/ˈfʌrəʊz/
[بریتانیا]/ˈfɜːroʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شیار; خطوط یا چین و چروک ها روی صورت
v. سوم شخص مفرد شیار; ایجاد شیارها یا چین و چروک ها

عبارات و ترکیب‌ها

deep furrows

چاله های عمیق

furrows of worry

چاله های نگرانی

furrows in soil

چاله های در خاک

furrows of age

چاله های پیری

furrows of thought

چاله های فکر

furrows on brow

چاله های روی پیشانی

furrows in fabric

چاله های در پارچه

furrows in ice

چاله های در یخ

furrows of time

چاله های زمان

جملات نمونه

the farmer plowed deep furrows in the field.

کشنده، کشاورز در مزرعه، شیارهای عمیق در زمین را شخم زد.

the furrows on his forehead showed his concern.

شیارهای روی پیشانی‌اش نگرانی‌اش را نشان می‌داد.

she traced her fingers along the furrows of the old tree.

او با انگشتانش روی شیارهای درخت قدیمی رد کرد.

furrows of sorrow marked her face after the news.

شیارهای غم روی صورتش بعد از شنیدن خبر ظاهر شد.

the tractor left deep furrows in the soft soil.

تراکتور شیارهای عمیقی در خاک نرم ایجاد کرد.

he studied the furrows in the map to find the best route.

او نقشه را بررسی کرد تا بهترین مسیر را با توجه به شیارها پیدا کند.

the artist painted furrows of light across the canvas.

هنرمند شیارهای نور را روی بوم نقاشی کشید.

furrows of laughter spread through the crowd.

شیارهای خنده در میان جمعیت پخش شد.

she noticed the furrows in his brow as he concentrated.

او متوجه شیارهای روی پیشانی‌اش در حالی که متمرکز بود شد.

the furrows in the garden needed to be re-tilled.

شیارهای باغ نیاز به دوباره شخم زده شدن داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید