dimples

[ایالات متحده]/ˈdɪmpəlz/
[بریتانیا]/ˈdɪmpəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن فرورفتگی ها؛ ایجاد موج ها
n. فرورفتگی های کوچک در پوست، به ویژه بر روی گونه ها؛ فرورفتگی ها بر روی یک سطح، مانند یک توپ

عبارات و ترکیب‌ها

cute dimples

گلدانه‌های دوست‌داشتنی

smiling dimples

گلدانه‌های لبخند

cheek dimples

گلدانه‌های گونه

dimples showing

نمایش گلدانه‌ها

dimples deep

گلدانه‌های عمیق

adorable dimples

گلدانه‌های دوست‌داشتنی

dimples on face

گلدانه‌ها روی صورت

dimples and smiles

گلدانه‌ها و لبخند

dimples when laughing

گلدانه‌ها هنگام خندیدن

dimples in cheeks

گلدانه‌ها در گونه‌ها

جملات نمونه

she has adorable dimples when she smiles.

وقتی لبخند می‌زند، فرورفتگی‌های دوست‌داشتنی روی گونه‌هایش دارد.

his dimples make him look even more charming.

فرورفتگی‌های او باعث می‌شود جذاب‌تر به نظر برسد.

many people find dimples attractive.

بسیاری از مردم فرورفتگی‌های گونه را جذاب می‌دانند.

she was born with cute dimples on her cheeks.

او با فرورفتگی‌های دوست‌داشتنی روی گونه‌هایش متولد شد.

he smiled widely, showing his deep dimples.

او با دهان باز لبخند زد و فرورفتگی‌های عمیقش نمایان شد.

dimples can be a sign of beauty in some cultures.

فرورفتگی‌های گونه می‌توانند نشانه‌ای از زیبایی در برخی فرهنگ‌ها باشند.

she loves to enhance her look with makeup that highlights her dimples.

او عاشق این است که با استفاده از آرایش، ظاهرش را به گونه‌ای برجسته کند که فرورفتگی‌هایش بیشتر نمایان شوند.

his dimples appear when he laughs.

وقتی می‌خندد، فرورفتگی‌هایش ظاهر می‌شوند.

people often compliment her on her lovely dimples.

مردم اغلب در مورد فرورفتگی‌های زیبایش از او تعریف می‌کنند.

she has dimples that could light up a room.

او فرورفتگی‌هایی دارد که می‌توانند یک اتاق را روشن کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید