mountain ridges
کوه های چین دار
forehead ridges
چین های پیشانی
following ridges
چین های بعدی
sharp ridges
چین های تیز
ridges above
چین های بالا
form ridges
تشکیل چین ها
ridged surface
سطح چین دار
across ridges
از میان چین ها
ridges run
چین ها امتداد دارند
deep ridges
چین های عمیق
the mountain range had sharp, snow-covered ridges.
ردیف کوهستانی دارای قلههای تیز و پوشیده از برف بود.
we hiked along the ridges, enjoying the panoramic views.
ما در امتداد قلهها پیادهروی کردیم و از مناظر پانوراما لذت بردیم.
the boat cut through the waves, leaving ridges in the water.
قایق از میان امواج عبور کرد و در آب حاشیههایی ایجاد کرد.
the old man's face was marked with deep wrinkles and ridges.
چهره مرد پیر با چین و چروکهای عمیق و حاشیهها مشخص شده بود.
the sand dunes had prominent ridges shaped by the wind.
تپههای شنی دارای حاشیههای برجسته شکل گرفته توسط باد بودند.
the roof had ridges where rainwater tended to collect.
سقف دارای حاشیههایی بود که آب باران در آنجا تمایل به جمع شدن داشت.
the athlete trained to improve his finger ridges for better grip.
ورزشکار برای بهبود بهتر گرفتن، برای بهبود بهتر گرفتن، تمرین کرد.
the software detected ridges in the data indicating a pattern.
نرمافزار حاشیههایی را در دادهها شناسایی کرد که نشاندهنده الگویی بود.
the car's hood had a central ridge for styling purposes.
کاپوت ماشین دارای یک حاشیه مرکزی برای اهداف طراحی بود.
the forest floor was uneven with ridges of exposed roots.
کف جنگل ناهموار بود و دارای حاشیههایی از ریشههای نمایان بود.
the metal sheet was corrugated with a series of ridges.
ورق فلزی دارای شیار بود و دارای مجموعهای از حاشیهها بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید