gagging

[ایالات متحده]/gægiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهار کردن تمایل به استفراغ

جملات نمونه

We were all gagging for a burger.

ما همه برای خوردن همبرگر مشتاق بودیم.

Not all rock stars are gagging for it.

همه ستاره‌های راک برای آن مشتاق نیستند.

The character of Charlie the little man, the baggy - trousered bowler - hatted tramp, can be seen evolving behind the surface gagging , the energetic slapstick of the day.

شخصیت چارلی، مردک کوچک، ولخرج - شلوغی، کلاه‌نشین، گاری‌کش، می‌توان آن را در پشت صحنه خنده‌های اغراق‌آمیز و سیرک پرانرژی روز در حال تکامل دید.

She was gagging for a cup of coffee after a long day at work.

او بعد از یک روز طولانی کاری برای یک فنجان قهوه مشتاق بود.

He was gagging for a cigarette during the break.

او در زمان استراحت برای یک نخ سیگار مشتاق بود.

The kids were gagging for ice cream on a hot summer day.

کودکان در یک روز گرم تابستانی برای بستنی مشتاق بودند.

I'm gagging for a slice of pizza right now.

من الان برای یک تکه پیتزا مشتاقم.

She was gagging for some fresh air after being indoors all day.

او بعد از گذراندن تمام روز در داخل خانه برای هوای تازه مشتاق بود.

He was gagging for a cold drink after working out.

او بعد از ورزش برای یک نوشیدنی خنک مشتاق بود.

They were gagging for a chance to show their skills.

آنها برای فرصتی برای نشان دادن مهارت های خود مشتاق بودند.

The team was gagging for a win after several losses.

تیم بعد از چندین باخت برای پیروزی مشتاق بود.

She was gagging for a break from the stressful routine.

او برای استراحت از برنامه روزمره پر استرس مشتاق بود.

He was gagging for some time alone to relax.

او برای گذراندن زمانی تنها برای استراحت مشتاق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید