choking

[ایالات متحده]/'tʃəukiŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃokɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قادر به نفس کشیدن نیست; باعث خفگی
v. خفه کردن; مسدود کردن; مهار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

choke point

نقطه گلوگاهی

choke off

مسدود کردن

choke coil

سیم پیچ خفه کننده

choke up

گلو گرفتن

choke down

سرکوب کردن

جملات نمونه

choking of the ignition

خفگی جرقه

spoke in a choking voice.

با صدای خفه صحبت کرد.

The pungent, choking smell of sulphur filled the air.

بوی تند و خفه کننده گوگرد هوا را پر کرد.

Liz was choking back her anger.

لیز سعی کرد خشم خود را سرکوب کند.

The hall was filled with choking clouds of smoke.

تالار پر از دود خفه کننده بود.

The worker quickly cleared away the dirt that was choking up the chimney.

کارگر به سرعت خاکي که دودکش را مسدود کرده بود، از بين برد.

The little girl made correct reaction immediately that she held her mom's head out of water to avoid asphyxy by choking water.

دختر کوچولو بلافاصله واکنش صحیح نشان داد که سر مادرش را از آب بیرون آورد تا از خفگی ناشی از آب جلوگیری کند.

Brutal, corrupt warlords torture and murder at will, while the khamsin, the hot, dusty desert wind, blows hard, turning the sky yellow and filling the air with choking sand.

حاکمان جنگی بی‌رحم و فاسد به میل خود شکنجه و قتل انجام می‌دهند، در حالی که خامین، باد گرم و پر خاک و غبار صحرا، شدیداً می‌وزد، آسمان را زرد می‌کند و هوا را با شن خفه کننده پر می‌کند.

نمونه‌های واقعی

He went to prison for choking his accountant.

او به دلیل خفگی حسابدارش به زندان رفت.

منبع: Deadly Women

" Where? " spluttered Mrs. Weasley, choking on her tea and whiskey.

" کجا؟ " خانم ویزلی با خفگی در چای و ویسکی خود گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Amyloid plaque seems to be kind of choking the neurons ability to utilize glucose.

به نظر می رسد پلاک آمیلوئید تا حدودی توانایی نورون ها برای استفاده از گلوکز را خفه می کند.

منبع: WIL Life Revelation

This is not my gum. Oh my God! Oh my God! And now you're choking...

این آدامس من نیست. خدای من! خدای من! و حالا شما خفه می شوید...

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

In strongly-worded statement, the court questioned why people in Delhi were choking every year.

در بیانیه ای قوی، دادگاه این سؤال را مطرح کرد که چرا مردم دهلی هر سال خفه می شوند.

منبع: BBC Listening Collection November 2019

My eyes are killing me and I've been choking for the last eight hour.

چشم هایم من را می کشند و من در 8 ساعت گذشته خفه شده ام.

منبع: VOA Standard English_Americas

Oh, and Matt had me pretend that I was choking so we could get away.

اوه، و مت از من خواست که وانمود کنم خفه شده ام تا فرار کنیم.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Oh! Susan! Uh...I'm sorry. I'm just so choked up about you leaving.

اوه! سوزان! اوه ... متاسفم. من خیلی در مورد جدایی شما ناراحتم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

" He said what? " I sounded like I was choking.

" او چه گفت؟ " من مثل این که خفه می شوم صدا می کردم.

منبع: Twilight: Eclipse

Myra Penn's husband was 50 when he choked to death on a pimento.

همسر میرای پن 50 ساله بود که در اثر خفگی با یک فلفل دلمه ای جان باخت.

منبع: Deadly Women

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید