glanced

[ایالات متحده]/ɡlɑːnst/
[بریتانیا]/ɡlænst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نگاهی سریع انداختن؛ به طور خلاصه نگاه کردن؛ به طور مختصر درخشیدن؛ مرور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

glanced quickly

نگاهی سریع انداخت

glanced around

نگاهی به اطراف انداخت

glanced back

نگاهی دوباره کرد

glanced at

نگاهی انداخت

glanced sideways

به پهلو نگاه کرد

glanced up

به بالا نگاه کرد

glanced down

به پایین نگاه کرد

glanced briefly

به طور خلاصه نگاه کرد

glanced nervously

با اضطراب نگاه کرد

glanced knowingly

با نگاهی دانسته نگاه کرد

جملات نمونه

she glanced at the clock and realized she was late.

او به ساعت نگاه کرد و متوجه شد که دیر کرده است.

he glanced through the magazine while waiting for his appointment.

او در حالی که منتظر قرار ملاقاتش بود، به سرعت مجله را ورق زد.

they glanced back at the house before leaving.

آنها قبل از رفتن به عقب به خانه نگاه کردند.

the teacher glanced over the students' papers quickly.

معلم به سرعت نگاهی به تکالیف دانش آموزان انداخت.

she glanced at her phone to check the time.

او به تلفن همراه خود نگاه کرد تا ساعت را بررسی کند.

he glanced around the room, searching for his keys.

او در اتاق نگاه کرد و به دنبال کلیدهای خود گشت.

as she walked by, he couldn't help but glance at her.

همانطور که او از کنارش عبور کرد، او نتوانست از نگاه کردن به او خودداری کند.

she glanced at the menu before making her choice.

او قبل از انتخاب خود به منو نگاه کرد.

he glanced at the weather report before heading out.

او قبل از بیرون رفتن به گزارش هواشناسی نگاه کرد.

the child glanced at the book cover, intrigued by the pictures.

کودک به جلد کتاب نگاه کرد و از تصاویر مجذوب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید