noticed something
متوجه چیزی شدم
noticed you
متوجه شما شدم
notices me
متوجه من میشود
noticed changes
تغییرات را متوجه شدم
noticed differences
تفاوتها را متوجه شدم
have noticed
متوجه شدهام
i noticed a change in her attitude.
من متوجه تغییر در رفتار او شدم.
he noticed the time was running out.
او متوجه شد که زمان به سرعت به پایان میرسد.
she noticed the beautiful flowers in the garden.
او گلهای زیبا در باغ را متوجه شد.
they noticed a significant improvement in their performance.
آنها متوجه پیشرفت قابل توجهی در عملکرد خود شدند.
have you noticed the new changes in the office?
آیا متوجه تغییرات جدید در دفتر شدهاید؟
we noticed that the weather was getting colder.
ما متوجه شدیم که هوا سردتر میشود.
she noticed a mistake in the report.
او متوجه اشتباهی در گزارش شد.
i noticed he was acting a bit strange.
من متوجه شدم که او کمی عجیب رفتار میکند.
he noticed a familiar face in the crowd.
او متوجه چهره آشنایی در میان جمعیت شد.
they noticed the lights were flickering.
آنها متوجه شدند که چراغها چشمک میزنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید