gulp

[ایالات متحده]/ɡʌlp/
[بریتانیا]/ɡʌlp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به سرعت و با اشتیاق (چیزی) را خوردن یا نوشیدن، بلعیدن مقدار زیادی از (چیزی) در یک بار

vi. به طور سریع نفس کشیدن یا بلعیدن، خفه شدن

n. یک بلع از (به ویژه مایعات) که در یک بار به مقدار زیادی گرفته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

take a gulp

نوشیدن یک جرعه

gulp down

به سرعت نوشیدن

جملات نمونه

she gulped back the tears.

او اشک‌ها را به سختی قورت داد.

gulp sth. down holus-bolus

آن را به صورت ناگهانی و یکباره قورت دادن

gulp down a glass of water

یک لیوان آب را قورت دادن

I gulped the acrid liquid.

من مایع تند و زننده را سر بلعیدم.

she took periodical gulps of her tea.

او به صورت تناوب قورت‌هایی از چای خود می‌نوشید.

drank it up in a gulp; fastened up the coat.

آن را یکباره نوشید؛ جلیقه را بست.

he smiled and gulped his tea.

او لبخند زد و چای خود را قورت داد.

we emerged to gulp great lungfuls of cold night air.

ما بیرون آمدیم تا با ولع زیادی هوای سرد شب را قورت دهیم.

THSR: gulp, bolt, cram, englut, guzzle, ingurgitate

THSR: gulp, bolt, cram, englut, guzzle, ingurgitate

Amelia gulped down her coffee and rushed out.

آمیλία قهوه خود را سر بلندی نوشید و بیرون دوید.

She gulped nervously, as if the question bothered her.

او با اضطراب قورت زد، انگار که سؤال او را آزار می‌داد.

dolphins and whales can't help taking in the odd gulp of brine as they swallow a fish.

دلفین‌ها و نهنگ‌ها نمی‌توانند از بلعیدن گاهی جرعه آب شور خودداری کنند، زیرا ماهی را می‌بلعند.

fumes seeped in until she was forced to gulp for air.

دود نفوذ کرد تا اینکه مجبور شد برای نفس کشیدن به زور هوا بکشد.

Titch took a gulp of beer and wiped his mouth on his sleeve.

تیچ جرعه‌ای آبجو نوشید و دهانش را با آستینش پاک کرد.

A gulper eel can eat an animal larger than itself and accommodate it in an expandable stomach.

یک مارماهی گلب‌دار می‌تواند حیوانی بزرگتر از خود را بخورد و آن را در یک معده قابل توسعه جای دهد.

She crawled onto the river bank and lay there gulping in air.

او به سمت ساحل رودخانه خزید و در آنجا دراز کشید و با ولع هوا می‌نوشید.

having emptied his glass at a gulp, Roger pulled out a cigar.

بعد از اینکه لیوانش را یکباره خالی کرد، راجر یک سیگار بیرون آورد.

Shemsen breached like a shark-chased dolphin and gulped air like a drowning lubber.

شمسن مانند دلفینی که توسط کوسه تعقیب شده بود، بیرون زد و مانند یک فرد غرق شده هوا بلعید.

Winston poured out nearly a teacupful, nerved himself for a shock, and gulped it down like a dose of medicine.

وینستون تقریباً یک فنجان چای ریخت، خودش را برای یک شوک آماده کرد و آن را مثل یک داروی تلخ قورت داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید