swallow

[ایالات متحده]/ˈswɒləʊ/
[بریتانیا]/ˈswɑːloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحمل کردن
vi. بلعیدن
n. تند; مقدار بلعیده شده در یک بار

عبارات و ترکیب‌ها

swallow food

بلعیدن غذا

swallowtail butterfly

پروانه دوجنسه‌بال

swallow a pill

بلعیدن قرص

barn swallow

مرغ سبز بال

swallow reflex

رفلکس بلعیدن

swallow hard

سخت بلعیدن

tree swallow

مرغ شاخدار

swallow up

بلعیدن

جملات نمونه

The sword swallower swallowed a swollen sword.

قهرمان بلعیدن شمشیر، یک شمشیر متورم را بلعید.

Swallows begin their migration south in autumn.

مرغ های شکاری مهاجرت خود را در فصل پاییز به سمت جنوب آغاز می کنند.

there was nothing they could do but swallow their pride.

هیچ کاری جز بلعیدن غرورشان نمی‌توانستند انجام دهند.

swallows dipped and soared.

مرغ‌منجوق‌ها غوطه‌ور و صعود کردند.

she swallowed a mouthful slowly.

او به آرامی جرعه‌ای نوشید.

owls usually swallow their prey whole.

دوشیزگان معمولاً طعمه خود را به طور کامل می‌بلعند.

She swallowed some milk.

او مقداری شیر نوشید.

He swallowed without chewing.

او بدون جویدن آن را بلعید.

One swallow doesn't make a summer.

یک مرغ‌منجوق تابستان را نمی‌سازد.

Strain at a gnat and swallow a camel.

به دنبال یک همنگ تلاش کنید و یک شتر را ببلعید.

The swallows are nesting in the woodshed.

مرغ ها در انبار چوب لانه می سازند.

the product does not carry the swallow symbol.

محصول دارای نشان مرغ‌منجوق نیست.

swallowed the excuse hook, line, and sinker.

باج‌گیر و قلابی، بهانه را بلعید.

she swallowed the rest of the coffee with a gulp.

او بقیه قهوه را با یک جرعه نوشید.

swallowing every proposal that is made holus-bolus.

بلعیدن هر پیشنهادی که به طور کامل ارائه می‌شود.

he seemed ready to swallow any insult.

او آماده به نظر می‌رسید که هر توهینی را ببلعد.

نمونه‌های واقعی

Anna, it's time to swallow your pride!

آنا، وقتشه غرورت رو ببلعی!

منبع: BBC Animation Workplace

Rapid urbanization has also swallowed up more than a million villages.

در حال حاضر، توسعه سریع شهری نیز بیش از یک میلیون روستا را در خود جای داده است.

منبع: Listening Digest

And the seed of success I will swallow.

و بذرهای موفقیت را من می بلعم.

منبع: The Scrolls of the Lamb (Original Version)

Don't forget to chew before you swallow.

قبل از اینکه آن را ببلعید، حتماً خوب بجوید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

You remember the WITSEC list that I swallowed?

یادته لیست WITSEC رو که من بلعیدم؟

منبع: Go blank axis version

Dementors can't see, you know...” He swallowed.

دمنتورها نمی توانند ببینند، می دونی... او بلعید.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Get me a restraint before he swallows his tongue.

قبل از اینکه زبونش رو ببلعه، یه مهار براش پیدا کن.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Some have insatiable appetites but can't swallow food.

بعضی ها اشتهای سیری ناپذیر دارند اما نمی توانند غذا را ببلعند.

منبع: Lost Girl Season 2

You can swallow this completely integrated device.

شما می توانید این دستگاه یکپارچه را کاملاً ببلعید.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

You should chew your food well before you swallow it.

قبل از اینکه آن را ببلعید، باید غذای خود را خوب بجوید.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید