chug

[ایالات متحده]/tʃʌg/
[بریتانیا]/tʃʌg/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدای کوتاه و انفجاری ایجاد کردن
n. صدای کوتاه و انفجاری که توسط یک موتور که به آرامی کار می‌کند ایجاد می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

chug a beer

نوشیدن آبجو

chug water

نوشیدن آب

chug a soda

نوشیدن نوشابه

جملات نمونه

the chug of a motor boat.

صدای موتور قایق

The train chugged slowly up the hill.

قطار به آرامی در حال بالا رفتن از تپه به حرکت درآمد.

He chugged a bottle of water after his workout.

او بعد از تمرین یک بطری آب نوشید.

The old car chugged along the dirt road.

ماشین قدیمی در طول جاده خاکی به حرکت ادامه داد.

She chugged her coffee before rushing to work.

او قبل از رفتن به سر کار قهوه خود را نوشید.

The boat chugged through the rough waves.

قایق از میان امواج خشن به حرکت درآمد.

He chugged a can of soda while watching TV.

او در حالی که تلویزیون تماشا می‌کرد یک نوشابه نوشید.

The factory chimneys chugged out thick smoke.

دودکش‌های کارخانه دود غلیظی را بیرون می‌دادند.

The old truck chugged along the highway.

کامیون قدیمی در طول بزرگراه به حرکت ادامه داد.

She chugged a protein shake after her workout.

او بعد از تمرین یک شیک پروتئینی نوشید.

The steam engine chugged noisily as it pulled the train.

موتور بخار با صدای زیاد به حرکت در می‌آمد در حالی که قطار را می‌کشید.

نمونه‌های واقعی

Alright, we have enough water that I can chug whatever I want.

خب، ما آب کافی داریم که بتوانم هر چیزی را که می‌خواهم بنوشم.

منبع: Foreigners traveling in China

Well... other than when they're chugging through your bowels, these things are magic.

خب... به جز زمانی که دارند از روده‌های شما می‌نوشند، اینها جادویی هستند.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

Why are you chugging it during my monolog? I need energy.Let's move on.

چرا آن را در حین مونولوگ من می‌نوشید؟ من به انرژی نیاز دارم. برویم جلو.

منبع: Conan Talk Show

You can't fly home, I saw you chugged like five butter beers, man.

نمی‌توانی به خانه پرواز کنی، دیدم که مثل پنج آبجو کره ای نوشیدی، مرد.

منبع: Listening Digest

While the United States economy continues to chug along, cracks are beginning to show.

در حالی که اقتصاد ایالات متحده همچنان در حال پیشرفت است، ترک‌ها شروع به ظاهر شدن می‌کنند.

منبع: New York Times

At this point, you might want to start chugging some milk or eating ice cream.

در این مرحله، ممکن است بخواهید شروع به نوشیدن شیر یا خوردن بستنی کنید.

منبع: If there is a if.

They pile into cheap (and sometimes dodgy) rented rooms and chug supermarket booze rather than buying cocktails.

آنها در اتاق‌های اجاره‌ای ارزان (و گاهی اوقات مشکوک) جمع می‌شوند و به جای خرید کوکتل، نوشیدنی‌های ارزان‌قیمت سوپرمارکت می‌نوشند.

منبع: The Economist (Summary)

Finished with the last bite of lasagna, I lifted my glass and chugged the remains of my milk.

پس از خوردن آخرین لقمه لازانیا، لیوانم را بلند کردم و ته مانده شیرم را نوشیدم.

منبع: Twilight: Eclipse

Mnh-mnh. Has the opposite effect if you don't have attention-deficit disorder. Ever chug a pot of turkish coffee?

منه-منه. اگر اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی ندارید، اثر معکوس دارد. تا به حال یک قوری قهوه ترکی نوشیده‌اید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

Of course, no one says we have to finish that three-quarter pound burger or chug an entire Big Gulp.

البته، هیچ کس نمی‌گوید که باید آن برگر سه ربع پوندی را تمام کنیم یا یک گالب بزرگ را بنوشیم.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection August 2013

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید