hat

[ایالات متحده]/hæt/
[بریتانیا]/hæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش سر
vt. پوشش سر گذاشتن
vi. پوشش سر فراهم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sun hat

کلاه آفتابی

winter hat

کلاه زمستانی

top hat

کلاه لبه‌دار

cowboy hat

کلاه کابویی

wear a hat

یک کلاه بپوشید

old hat

کلاه قدیمی

hat in hand

کلاه در دست

red hat

کلاه قرمز

straw hat

کلاه حصیری

white hat

کلاه سفید

black hat

کلاه سیاه

in the hat

در کلاه

hat trick

محرکه کلاه

hats off to

درود بر

bowler hat

کلاه بولر

cocked hat

کلاه کج

hat shop

فروشگاه کلاه

wear two hats

دو کلاه بپوشید

pass the hat

کلاه را رد کنید

fur hat

کلاه خز

جملات نمونه

She wore a stylish hat to the party.

او یک کلاه شیک به مهمانی پوشید.

He tipped his hat to greet the lady.

او کلاهش را به نشانه احترام به سمت خانم کلاه برداشت.

I need to buy a new hat for the summer.

من نیاز دارم یک کلاه جدید برای تابستان بخرم.

The magician pulled a rabbit out of his hat.

جادوگر یک خرگوش از کلاهش بیرون آورد.

She always wears a wide-brimmed hat to protect herself from the sun.

او همیشه یک کلاه لبه‌دار و پهن می‌پوشد تا از خود در برابر آفتاب محافظت کند.

He looks dashing in his fedora hat.

او با کلاه فیدورایش جذاب به نظر می‌رسد.

The detective put on his deerstalker hat to solve the case.

مامور پلیس برای حل پرونده کلاه دِراستالکرش را پوشید.

My grandmother knitted me a cozy winter hat.

مادربزرگم یک کلاه زمستانی دنج برای من بافت.

The cowboy rode into town wearing a cowboy hat.

کابوی با کلاه کابویی وارد شهر شد.

He lost his hat in the strong wind.

او کلاهش را در باد شدید گم کرد.

نمونه‌های واقعی

The blind man stood, and held out his hat.

مرد نابینا ایستاد و کلاه خود را دراز کرد.

منبع: American Original Language Arts Volume 2

But they do pass their hats asking for donations.

اما آنها کلاه خود را در دست گرفته و برای کمک درخواست می کنند.

منبع: U.S. Route 66

Taking your hat off can be a sign of respect.

برداشتن کلاه می تواند نشانه ای از احترام باشد.

منبع: VOA One Minute English

We have black and blue hats for $15.

ما کلاه های سیاه و آبی به قیمت 15 دلار داریم.

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Upper)

Take off your hat, the King said.

کلاهت را بردار، پادشاه گفت.

منبع: Alice's Adventures in Wonderland (Simplified Version)

He took his hat off his head.

او کلاهش را از سرش برداشت.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Inspector Walsh got his hat and coat.

بازرس والش کلاه و کت خود را برداشت.

منبع: "Love and Money" Simplified Version

All of these letters wear multiple hats.

همه این حروف کلاه های مختلفی بر سر دارند.

منبع: PBS Fun Science Popularization

" Yes, sir, that is undoubtedly my hat."

" بله قربان، بدون شک این کلاه من است."

منبع: The Case of the Blue Sapphire by Sherlock Holmes

Sweetheart, do you want a princess hat?

عزیزم، آیا یک کلاه شاهزاده خانم می خواهی؟

منبع: Modern Family - Season 03

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید