accessory

[ایالات متحده]/əkˈsesəri/
[بریتانیا]/əkˈsesəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که به منظور افزایش عملکرد یا ظاهر یک شیء اصلی اضافه می‌شود؛ یک همکار یا همدست؛ فردی که به حفاظت از یک مجرم کمک می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

fashion accessory

لوازم جانبی مد

accessory store

فروشگاه لوازم جانبی

hair accessory

لوازم جانبی مو

jewelry accessory

لوازم جانبی جواهرات

phone accessory

لوازم جانبی تلفن

accessory equipment

تجهیزات جانبی

accessory nerve

عصب جانبی

accessory ingredient

عامل جانبی

جملات نمونه

accessory of a bicycle

قطعه جانبی دوچرخه

an accessory before the fact.

یک معاون قبل از واقعیت.

He is an accessory to the murderer.

او در قتل شریک است.

she was charged as an accessory to murder.

او به عنوان معاون قتل متهم شد.

functionally the maxillae are a pair of accessory jaws.

به طور عملکردی، فک‌های بالا یک جفت فک جانبی هستند.

refitment of furnace and accessory equipment to improve efficiency.

بازسازی و نصب مجدد کوره و تجهیزات جانبی برای بهبود کارایی.

a subindustry supplying accessories for home computers.

یک زیرشاخه صنعتی که لوازم جانبی برای رایانه های خانگی تامین می کند.

Mr Smith was believed to be an accessory to the murder.

تصور می شد آقای اسمیت در قتل شریک بوده است.

Empyema, Inflammation of accessory nasal sinus, Nasal catarrh, Masal closure, Ozena.

امپیم، التهاب سینوس بینی جانبی، رینیت، بستن ماسال، ازنا.

To study cylindromatous clinical and pathological characteristic of nasal cavity or accessory nasal cavity and their prognosis.

برای مطالعه ویژگی های بالینی و آسیب شناسی سیلندوماتوز سینوس بینی یا سینوس بینی جانبی و پیش آگهی آنها.

she wore the suit with perfectly matching accessories—hat, bag, shoes.

او لباس را با لوازم جانبی کاملاً مناسب - کلاه، کیف، کفش - پوشید.

We bought a car with such accessories as air conditioning, stereo, and a sunroof. An

ما یک ماشین با لوازم جانبی مانند تهویه مطبوع، استریو و سقف باز خریدیم. یک

well-assorted accessories; an ill-assorted set of ski equipment.

لوازم جانبی خوب مرتب شده؛ مجموعه نامرتبی از تجهیزات اسکی.

Objective:To assess the relationship between the atrio-ventricular accessory patheways and the coronary venous morphology.

هدف: ارزیابی رابطه بین مسیرهای جانبی دهلیزی-بطنی و مورفولوژی وریدی冠状.

of the rear window defogger switch receptacle on the back of the accessory switch bezel and pull the switch out of the bezel.

از محفظه سوئیچ بخاری شیشه عقب در پشت قاب سوئیچ جانبی و بیرون کشیدن سوئیچ از قاب.

Accessories like sidehead and digital display device can be provided according to special order.

می توان لوازم جانبی مانند چراغ جانبی و دستگاه نمایش دیجیتال را بر اساس سفارش خاص ارائه داد.

The position in the deep surface of the digastric muscle is the hightest position for cuting the accessory nerve.

محل در سطح عمیق عضله دیگاستریک، بالاترین موقعیت برای برش عصب جانبی است.

Objective:To observe the clinical symptoms and analyze the hereditary features of a family with hereditary macrostomia and accessory fagus.

هدف: مشاهده علائم بالینی و تجزیه و تحلیل ویژگی های ارثی یک خانواده با ماکرواستومی ارثی و فاجوس جانبی.

outfitting the children for summer camp. Toappoint is to provide with furnishings and often accessories, usually of a tasteful kind:

تجهیز کودکان برای اردوی تابستانی. به معنای فراهم کردن با وسایل و اغلب لوازم جانبی، معمولاً از نوعی با سلیقه:

نمونه‌های واقعی

What's an accessory you've had for ages?

چه لوازم جانبی‌ای دارید که سال‌هاست دارید؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Is this an accessory you're working.

آیا این یک لوازم جانبی است که روی آن کار می کنید؟

منبع: "Ugly Betty" Detailed Analysis

I was just being mainly accessories, and people love them.

من فقط در حال استفاده از لوازم جانبی بودم و مردم عاشق آنها هستند.

منبع: VOA Standard English Entertainment

Penny is making hair accessories. I'm helping her optimize her manufacturing process.

پنی در حال ساختن لوازم جانبی مو است. من به او کمک می کنم تا فرآیند تولید خود را بهینه کند.

منبع: The Big Bang Theory Season 2

Oh, is that what I am to you? Just an accessory?

اوه، آیا شما من را به چه می دانید؟ فقط یک لوازم جانبی؟

منبع: Gossip Girl Selected

You can use the Ring-Con accessory to train off-screen!

می توانید از لوازم جانبی Ring-Con برای آموزش خارج از صفحه استفاده کنید!

منبع: Technology Trends

New games and a new accessories are coming online.

بازی های جدید و لوازم جانبی جدید در حال راه اندازی هستند.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

Accessories? Do you carry polarizing filters?

لوازم جانبی؟ آیا فیلترهای پلاریزه دارید؟

منبع: EnglishPod 91-180

They help ecosystems thrive, offer us knowledge about plant evolution, and make great tree accessories.

آنها به رشد اکوسیستم ها کمک می کنند، دانش ما را در مورد تکامل گیاهان ارائه می دهند و لوازم جانبی عالی برای درختان هستند.

منبع: Crash Course Botany

Let's finish this makeup off with the ultimate Georgian accessory, which is the face patch.

بیایید این آرایش را با نهایی ترین لوازم جانبی گرجستانی به پایان برسانیم که وصله صورت است.

منبع: British Vintage Makeup Tutorial

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید