heals quickly
به سرعت التیام مییابد
heals wounds
زخمها را التیام میدهد
healed skin
پوست التیامیافته
healed well
به خوبی التیام یافته
heals the body
بدن را التیام میدهد
healing balm
کمکرِم التیامبخش
healing process
فرآیند التیام
healed completely
به طور کامل التیام یافته
heals inflammation
التهاب را التیام میدهد
heals over time
با گذشت زمان التیام مییابد
the ointment heals minor burns quickly.
کرم به سرعت سوختگیهای جزئی را التیام میبخشد.
time heals all wounds, they say.
میگویند زمان همه زخمها را التیام میبخشد.
the therapist helps patients heal from trauma.
درمانگر به بیماران کمک میکند تا از آسیب روحی بهبود یابند.
nature heals the land after the fire.
طبیعت زمین را پس از آتش سوزی التیام میبخشد.
a good night's sleep often heals fatigue.
یک خواب شبانه خوب اغلب خستگی را التیام میبخشد.
the medicine heals the infection effectively.
دارو به طور موثر عفونت را التیام میدهد.
laughter heals the soul and brings joy.
خنده روح را التیام داده و شادی میآورد.
heals the body and mind through yoga.
از طریق یوگا، بدن و ذهن را التیام میبخشد.
the warm fire heals the winter chill.
آتش گرم، سرمازدگی زمستان را التیام میدهد.
heals broken bones with proper care.
با مراقبت مناسب، استخوانهای شکسته را التیام میدهد.
the balm heals chapped lips instantly.
بالم فوراً لبهای ترک خورده را التیام میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید