heals

[ایالات متحده]/[hiːz]/
[بریتانیا]/[hɪːz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای سالم کردن دوباره کسی یا چیزی؛ برای تعمیر یا بازگرداندن چیزی آسیب‌دیده؛ (در مورد یک زخم) بهتر شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

heals quickly

به سرعت التیام می‌یابد

heals wounds

زخم‌ها را التیام می‌دهد

healed skin

پوست التیام‌یافته

healed well

به خوبی التیام یافته

heals the body

بدن را التیام می‌دهد

healing balm

کم‌کرِم التیام‌بخش

healing process

فرآیند التیام

healed completely

به طور کامل التیام یافته

heals inflammation

التهاب را التیام می‌دهد

heals over time

با گذشت زمان التیام می‌یابد

جملات نمونه

the ointment heals minor burns quickly.

کرم به سرعت سوختگی‌های جزئی را التیام می‌بخشد.

time heals all wounds, they say.

می‌گویند زمان همه زخم‌ها را التیام می‌بخشد.

the therapist helps patients heal from trauma.

درمانگر به بیماران کمک می‌کند تا از آسیب روحی بهبود یابند.

nature heals the land after the fire.

طبیعت زمین را پس از آتش سوزی التیام می‌بخشد.

a good night's sleep often heals fatigue.

یک خواب شبانه خوب اغلب خستگی را التیام می‌بخشد.

the medicine heals the infection effectively.

دارو به طور موثر عفونت را التیام می‌دهد.

laughter heals the soul and brings joy.

خنده روح را التیام داده و شادی می‌آورد.

heals the body and mind through yoga.

از طریق یوگا، بدن و ذهن را التیام می‌بخشد.

the warm fire heals the winter chill.

آتش گرم، سرمازدگی زمستان را التیام می‌دهد.

heals broken bones with proper care.

با مراقبت مناسب، استخوان‌های شکسته را التیام می‌دهد.

the balm heals chapped lips instantly.

بالم فوراً لب‌های ترک خورده را التیام می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید