hermit

[ایالات متحده]/'hɜːmɪt/
[بریتانیا]/'hɝmɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (به ویژه در مسیحیت اولیه) شخصی که به عنوان یک دیسیپلین مذهبی در تنهایی زندگی می‌کند؛ یک عزلت‌نشین؛ شخصی که از جامعه کناره‌گیری کرده است.

عبارات و ترکیب‌ها

hermit lifestyle

سبک زندگی گوشه‌گیر

hermit crab

خرچنگ خاکی

جملات نمونه

He chose to live as a hermit in the mountains, away from society.

او تصمیم گرفت به عنوان یک زاهد در کوه‌ها، دور از اجتماع، زندگی کند.

The old man lived like a hermit, rarely interacting with others.

آن مرد پیر مانند یک زاهد زندگی می‌کرد و به ندرت با دیگران تعامل داشت.

The hermit spent his days meditating in solitude.

آن زاهد روزهای خود را در خلوت به تعمق می‌گذراند.

Legend has it that a wise hermit once lived in the cave.

افسانه می‌گوید که زمانی یک زاهد خردمند در غار زندگی می‌کرد.

The hermitage was a peaceful retreat for those seeking solitude.

آن زهدخانه یک مکان آرامش‌بخش برای کسانی که به دنبال خلوت بودند، بود.

The hermit's simple lifestyle inspired many to seek a simpler life.

سبک زندگی ساده آن زاهد الهام بخش بسیاری شد تا به دنبال یک زندگی ساده‌تر باشند.

In the story, the hermit shared his wisdom with the young prince.

در داستان، آن زاهد خرد خود را با شاهزاده جوان در میان گذاشت.

The hermit's teachings on mindfulness resonated with his followers.

آموزه‌های آن زاهد در مورد ذهن‌آگاهی با پیروانش همخوانی داشت.

Many artists and writers have sought inspiration in the solitude of a hermitage.

بسیاری از هنرمندان و نویسندگان به دنبال الهام در خلوت یک زهدخانه بوده‌اند.

The hermit's deep connection to nature was evident in his writings.

ارتباط عمیق آن زاهد با طبیعت در نوشته‌هایش آشکار بود.

نمونه‌های واقعی

Personally, he likes living as a hermit in the desert.

به شخصه، او از زندگی به عنوان یک زاهد در صحرا لذت می برد.

منبع: The Economist - International

Welcome to the age of the hermit.

به عصر زاهدان خوش آمدید.

منبع: The Economist (Summary)

Or should you live as a hermit?

یا آیا باید مانند یک زاهد زندگی کنید؟

منبع: The meaning of solitude.

But his meditations were deeper and his sufferings greater than those of any other hermit.

اما مراقبه های او عمیق تر و رنج های او بیشتر از هر زاهد دیگری بود.

منبع: A Brief History of the World

Although some people have called him " the Hermit of Cupramontana, " Cardinali says he is not a hermit.

اگرچه برخی افراد او را " زاهد کوپرامونتانا " صدا کرده اند، کاردینالی می گوید او زاهد نیست.

منبع: VOA Special December 2022 Collection

Sister Beatrice went from hermit to doctor to 28 monks.

خواهر بئاتریس از زاهد به پزشک و سپس به 28 راهب تبدیل شد.

منبع: PBS Interview Education Series

Living like a hermit without a companion requires constant vigilance.

زندگی مانند یک زاهد بدون همراه نیاز به هوشیاری مداوم دارد.

منبع: CGTN

After his wife passed away, the rich man gave up all his earthly comforts and became a hermit.

پس از فوت همسرش، مرد ثروتمند تمام لذت های دنیوی خود را رها کرد و به یک زاهد تبدیل شد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

He suffocates to death a hermit who had a mini fortune hidden in his bizarre cottage near Saint-Etienne.

او یک زاهد را که ثروت کوچکی در کلبه عجیب و غریبش در نزدیکی سنت اتین پنهان کرده بود، خفه کرد.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

No, I will not pose as a model for your fool hermit-dunderhead.

نه، من قصد ندارم به عنوان مدلی برای زاهد احمق شما عمل کنم.

منبع: O. Henry Short Stories Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید