a hound dog
سگ نگهبان
bloodhound
گ猎血
baying hound
سگ خفه
hound dog
سگ نگهبان
basset hound
سگ پا کوتاه
afghan hound
سگ افغان
follow the hounds
دنبال سگها برو
The hound found the trail of the rabbit.
سگ ردپای خرگوش را پیدا کرد.
The hounds are getting close to their quarry.
سگها در حال نزدیک شدن به طعمه خود هستند.
she was hounded by the Italian press.
او توسط مطبوعات ایتالیایی مورد آزار قرار گرفت.
the hounds have been loosed.
سگها رها شده اند.
the hound followed the scent.
سگ بوی را دنبال کرد.
The hound coursed the rabbits.
سگ خرگوشها را تعقیب کرد.
elk hound (=Norwegian elkhound)
گلهوردی نروژی (سگ گلهوردی نروژی)
to be hounded by one's creditors
مورد آزار طلبکاران قرار گرفتن.
The police are always hounding him.
پلیس همیشه او را آزار می دهد.
The hounds will soon hunt down the stag.
سگها به زودی گوزن را به دام خواهند انداخت.
The pack of hounds was baying loudly.
گله سگها با صدای بلند فریاد می زدند.
the hound belonged to a member of the castle's guard.
سگ متعلق به یکی از نگهبانان قلعه بود.
Week of Hellhound: Double growth for Hell Hound and Cerberi.
هفته سگ جهنمی: رشد دو برابر برای سگ جهنمی و Cerberi.
Week of Hellhound: Double growth for Hell Hounds and Cerberi.
هفته سگ جهنمی: رشد دو برابر برای سگ های جهنمی و Cerberi.
His creditors were hounding him for money.
طلبکاران برای پول او را تعقیب میکردند.
The hounds followed the stag's scent.
سگها بوی گوزن را دنبال کردند.
A hound yelped briefly as a whip cracked.
یک سگ وحشی به طور خلاصه زوزه کشید زیرا شلاق شکست.
hounded me until I agreed to cut my hair.
تا زمانی که با کوتاه کردن موهایم موافقت کردم، مرا آزار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید