hare

[ایالات متحده]/heə/
[بریتانیا]/hɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خرگوش وحشی
adj. به راحتی ترسیده; خجالتی.

عبارات و ترکیب‌ها

harebrained idea

ایده‌ی غیرمنطقی

white hare

خرگوش سفید

hare krishna

هاری کریشنا

march hare

خرگوش مارچ

start a hare

شروع یک خرگوش

جملات نمونه

A hare started off into the forest.

یک خرگوش شروع به حرکت به داخل جنگل کرد.

First catch your hare then cook him.

ابتدا خرگوش خود را بگیرید و سپس آن را بپزید.

The tortoise wins the race while the hare is sleeping.

لاک‌پشت در حالی که خرگوش می‌خوابد، مسابقه را می‌برد.

he hared off between the trees.

او بین درختان به سرعت فرار کرد.

Hares are (animals)ferae naturae.

خرگوش‌ها (حیوانات)فره ناتوره هستند.

I am Witty Hare, witty an tricksy.

من خرگوش باهوش هستم، باهوش و فریبکار.

He hared off down the road.

او با سرعت در طول جاده فرار کرد.

The hare darted off like an arrow.

خرگوش مانند یک تیر به سرعت فرار کرد.

many of the hares coursed escaped unharmed.

بسیاری از خرگوش‌هایی که شکار شده بودند، بدون آسیب فرار کردند.

Huckle: Hare of wind city, bend over;

هاکل: خرگوش شهر باد، خم شو;

He caught three hares, but one ran a mile.

او سه خرگوش را گرفت، اما یکی یک مایل دوید.

his eyes started out of his head like a hare's.

چشمانش از سرش بیرون زده بودند مانند چشمان یک خرگوش.

He invited me to eat some jugged hare with him together.

او از من خواست که با او خرگوش پخته شده بخورم.

I know you want to keep everyone happy, but I’m afraid you can’t run with the hare and hunt with the hounds on this issue.

می‌دانم که می‌خواهید همه را خوشحال نگه دارید، اما می‌ترسم که در این مورد نتوانید همزمان با خرگوش بدوید و با سگ‌ها شکار کنید.

Left tiger growl fulminatory 1998, greeted the Jade Hare-the moon those who gallop 1999.

در سال 1998، صدای خشمگین ببر، خرگوش یشم - ماه را در آغوش گرفت، کسانی که در سال 1999 می‌تازند.

"He hared off down the road, hoping to get to the bus station before his wife left."

او با سرعت در طول جاده فرار کرد، امیدوار بود قبل از رفتن همسرش به ایستگاه اتوبوس برسد.

نمونه‌های واقعی

They have a hare in the world.

آنها یک خرگوش در جهان دارند.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

His pursuers were after him at once, like two dogs chasing a hare.

تعقیب‌کنندگانش بلافاصله به دنبال او بودند، مانند دو سگی که در حال تعقیب یک خرگوش هستند.

منبع: The Adventures of Pinocchio

He'll make himself perfectly flat in cover you wouldn't think would hide a hare.

او خودش را کاملاً صاف در پوششی پنهان می‌کند که فکر نمی‌کنید بتواند یک خرگوش را پنهان کند.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

The hare runs ahead very quickly.

خرگوش خیلی سریع به جلو می‌دود.

منبع: BlackCat (Beginner) Audiobook

The hares essentially need these regenerating conifers as shelter.

خرگوش‌ها اساساً به این درختان کاج بازسازی‌شونده به عنوان پناهگاه نیاز دارند.

منبع: The secrets of our planet.

So Jonathan won that race by more than a " hare" .

بنابراین جاناتان آن مسابقه را بیشتر از یک "خرگوش" برد.

منبع: CNN 10 Student English January 2022 Collection

'What! You and I have a race? ' says the hare.

'چه! آیا ما یک مسابقه داریم؟' خرگوش می‌گوید.

منبع: BlackCat (Beginner) Audiobook

This time, the hare makes it out of the woods.

این بار، خرگوش از جنگل خارج می‌شود.

منبع: Wild Arctic

But neither the hares nor the hounds would permit this.

اما نه خرگوش‌ها و نه سگ‌ها اجازه این کار را نمی‌دادند.

منبع: Gone with the Wind

The forests were also home to caribou and Arctic hares.

جنگل‌ها همچنین زیستگاه گاومیش و خرگوش‌های قطبی بودند.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید