sniff

[ایالات متحده]/snɪf/
[بریتانیا]/snɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سرعت یا به طور مکرر از طریق بینی استنشاق کردن؛ از طریق بینی تشخیص دادن
vt. به طور قوی استنشاق کردن؛ با بو کردن درک کردن
n. عمل استنشاق از طریق بینی؛ بویی

عبارات و ترکیب‌ها

sniff out

شناسایی

sniffle

آهنگ

sniffing dogs

سگ‌های شناسایی کننده

sniff at

به مشام گرفتن

جملات نمونه

a sniff of perfume; a sniff of scandal.

یک بوئیدن عطر؛ یک بوئیدن رسوایی.

The dog sniffed suspiciously at the stranger.

سگ به طرز مشکوکی به غریبه بو کرد.

the price is not to be sniffed at.

قیمت چیز قابل تحقیر نیست.

he gave a sniff of disapproval.

او با حالتی از نارضایتی بو کشید.

they're off at the first sniff of trouble.

آنها با اولین نشانه‌ای از مشکل فرار می‌کنند.

The offer is not to be sniffed at.

پیشنهاد ارزش تحقیر ندارد.

he gave a sniff which suggested that the sniffer had eaten better food.

او با حالتی بو کشید که نشان می‌داد کسی که بو می‌کشد غذای بهتری خورده است.

sniffed the lilacs; sniffed the breeze for traces of smoke.

ارکیده ها را بو کرد؛ برای یافتن نشانه‌های دود، نسیم را بو کرد.

dogs that sniffed out the trail through the snow; sniffed trouble ahead.

سگ‌هایی که رد پا را در برف پیدا کردند؛ نشانه‌هایی از خطر را حس کردند.

his dog sniffed at my trousers.

سگش به شلوارهای من بو کرد.

the Olympic hosts will at least get a sniff at a medal.

حداقل میزبانان المپیک فرصتی برای کسب مدال خواهند داشت.

They all had colds and were sniffing and sneezing.

همه آنها سرماخوردگی داشتند و بینی می‌کشیدند و عطسه می‌کردند.

Take a sniff at everything and distinguish the good from the bad.

همه چیز را بو کنید و خوب را از بد تشخیص دهید.

Come and visit our website and have a sniff around!

بیا و از وب سایت ما دیدن کن و کمی بگرد!

sniffed at the jar to see what it held.

برای دیدن چه چیزی در آن بود، به شیشه بو کرد.

The critics sniffed at the adaptation of the novel to film.

منتقدان به اقتباس رمان برای فیلم مشکوک بودند.

The reporters came sniffing around for more details.

گزارشگران برای کسب اطلاعات بیشتر به دنبال سرنخ بودند.

sniffed the cool morning air.

هوای خنک صبح را بو کرد.

The countess sniffed her disapproval.

کنتس با نارضایتی خود بینی کشید.

نمونه‌های واقعی

And that's not to be sniffed at.

این هم چیز قابل چشم پوشی نیست.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2020

Planning on lifting a sniff later are we?

قصد دارید بعداً یک بو بکشید؟

منبع: Lost Girl Season 05

" It looks like an altar, " she sniffed.

" به نظر می رسد مثل یک محراب است،" او بو کشید.

منبع: Gone with the Wind

So why are you sniffing that?

پس چرا آن را بو می کشید؟

منبع: Modern Family - Season 07

Sniff, sniff went his black nose.

بو، بو رفت بینی سیاه اش.

منبع: American Elementary School English 1

Some emerging-market schools have already sniffed an opportunity.

برخی از مدارس بازار نوظهور از قبل فرصتی را بو کرده اند.

منبع: The Economist - Comprehensive

And some even use trained sniffer dogs to find bedbugs.

و برخی حتی از سگ های بو کشی آموزش دیده برای یافتن شپش تخت استفاده می کنند.

منبع: BBC English Unlocked

Sniff, sniff, sniff he went, under the bed and behind the door.

بو، بو، بو رفت، زیر تخت و پشت در.

منبع: American Elementary English 2

They also do this when they are sniffing something that's interested them.

آنها این کار را انجام می دهند وقتی چیزی را بو می کنند که مورد علاقه آنها باشد.

منبع: Smart Life Encyclopedia

That's why dogs are always sniffing everywhere they go, especially on walks.

به همین دلیل است که سگ ها همیشه همه جا که می روند بو می کشند، به خصوص در هنگام پیاده روی.

منبع: One Hundred Thousand Whys

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید