track

[ایالات متحده]/træk/
[بریتانیا]/træk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ردپاها، نشانه‌ها؛ مسیر؛ ریل
vt. دنبال کردن یا نشانه‌گذاری؛ سفر کردن در مسیر خاص؛ کشیدن با طناب
vi. راه رفتن؛ ردیابی کردن؛ باقی گذاشتن ردپا

عبارات و ترکیب‌ها

race track

پیست مسابقه

soundtrack

soundtrack

keep track

دنبال کردن

track record

سابقه عملکرد

train track

مسیر قطار

on track

در مسیر

keep track of

ردیابی کنید

on the track

روی مسیر

track in

مسیر در

track down

یافتن

back on track

دوباره در مسیر

fast track

مسیر سریع

double track

دو ردی

railway track

خط ریلی

sound track

قطعه موسیقی

proven track record

سابقه اثبات شده

track circuit

مدار مسیر

track system

سیستم ریل

beaten track

مسیر هموار شده

جملات نمونه

follow the track to the farm.

رد مسیر را به مزرعه دنبال کنید.

follow the track uphill.

رد مسیر را به سمت سربالایی دنبال کنید.

this track is a load of wack.

این آهنگ یک مشت مزخرفه.

field and track events

مسابقات میدانی و دو و میدانی

the title track of an album.

قطعه عنوان یک آلبوم

The ship was on a southerly track.

کشتی در مسیر جنوبی بود.

frozen in their tracks with fear.

با ترس در جا قدمشان ثابت مانده بود.

the supercool tracks in this collection.

قطعات فوق‌العاده خنک در این مجموعه.

automobile tracks in the sand

ردپای اتومبیل در شن.

The police are hard on the track of the gangster.

پلیس به شدت در پیگیری سارقان است.

tracking a rumor down.

دنبال کردن یک شایعه.

It's the track of the coming storm.

این نشانه طوفان قریب الوقوع است.

keeping track of the score; lost all track of time.

ثبت امتیاز؛ کاملاً از دست دادن ردیابی زمان.

to obliterate your tracks

برای محو کردن ردپای شما

نمونه‌های واقعی

But Rodrick covered up his tracks pretty good.

اما رودریک ردپای خود را به خوبی پوشاند.

منبع: Diary of a Little Kid 1: Haunted House Ideas

There's a lot to keep track of.

خیلی چیزها برای پیگیری وجود دارد.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

Who keeps track of that sort of thing?

چه کسی آن نوع چیزها را پیگیری می کند؟

منبع: The Best Mom

The police might be tracking our phones.

ممکن است پلیس تلفن های ما را ردیابی کند.

منبع: Out of Control Season 3

But so far none has been tracked down.

اما تا کنون هیچکدام ردیابی نشده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

Tracking inventory can be a repetitive task.

ردیابی موجودی می تواند یک کار تکراری باشد.

منبع: Job Interview Tips in English

And the snowfall was then tracked on the ground.

و سپس بارش برف روی زمین ردیابی شد.

منبع: Vox opinion

Now we've got some loose tracks right over here.

حالا ما ردپای شلخته ای درست اینجاییم.

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

Pakistan has always been in a classical debt track.

پاکستان همیشه در مسیر بدهی های کلاسیک بوده است.

منبع: VOA Standard English - Asia

Can you go back and play the last track?

می توانید برگردید و آخرین آهنگ را پخش کنید؟

منبع: American Family Universal Parent-Child English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید