slaves who had been dehumanized by their abysmal condition.
بردههایی که به دلیل شرایط وخیم خود غیرانسانی شده بودند.
He was an anti-Portuguese freedom fighter, but he absolutely refused to dehumanize the Portuguese.
او یک مبارز آزادیخواه ضد پرتغالی بود، اما به طور مطلق از غیرانسانی کردن پرتغالیها امتناع کرد.
The propaganda aimed to dehumanize the enemy.
تبلیغات با هدف غیرانسانی جلوه دادن دشمن بود.
Using derogatory language can dehumanize individuals.
استفاده از زبان تحقیرآمیز میتواند باعث غیرانسانی شدن افراد شود.
The portrayal of certain groups in the media can dehumanize them.
تصویربرداری از گروههای خاص در رسانهها میتواند باعث غیرانسانی شدن آنها شود.
The use of stereotypes can dehumanize marginalized communities.
استفاده از کلیشهها میتواند باعث غیرانسانی شدن جوامع به حاشیه رانده شده شود.
Violence in video games can sometimes dehumanize the consequences of real-life violence.
خشونت در بازیهای ویدیویی گاهی اوقات میتواند عواقب خشونتهای دنیای واقعی را غیرانسانی جلوه دهد.
Racial profiling can dehumanize individuals based on their ethnicity.
تبعیض نژادی میتواند بر اساس قومیت افراد را غیرانسانی جلوه دهد.
Dehumanizing language has no place in civil discourse.
زبان غیرانسانی نباید در گفتمان مدنی جایی داشته باشد.
The practice of slavery was a way to dehumanize and exploit individuals.
بردهداری راهی برای غیرانسانی و استثمار افراد بود.
Dehumanizing someone diminishes their humanity and dignity.
غیرانسانی کردن کسی، انسانیت و منزلت آنها را کاهش میدهد.
It is important to recognize and challenge actions that dehumanize others.
شناخت و به چالش کشیدن اقداماتی که باعث غیرانسانی شدن دیگران میشود، مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید