igniting

[ایالات متحده]/ɪɡˈnaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪɡˈnaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری ignite

عبارات و ترکیب‌ها

igniting passion

برافروختن اشتیاق

igniting change

برافروختن تغییر

igniting interest

برافروختن علاقه

igniting creativity

برافروختن خلاقیت

igniting innovation

برافروختن نوآوری

igniting hope

برافروختن امید

igniting enthusiasm

برافروختن شور و اشتیاق

igniting dreams

برافروختن رویاها

igniting ambition

برافروختن جاه‌طلبی

igniting motivation

برافروختن انگیزه

جملات نمونه

igniting a passion for learning can transform lives.

روشن کردن اشتیاق برای یادگیری می‌تواند زندگی‌ها را متحول کند.

she is igniting a movement for environmental awareness.

او در حال روشن کردن یک جنبش برای آگاهی زیست محیطی است.

his speech was igniting hope among the audience.

سخنرانی او باعث ایجاد امید در میان مخاطبان شد.

they are igniting interest in science through fun experiments.

آنها با انجام آزمایش‌های سرگرم‌کننده، علاقه به علم را در حال روشن کردن هستند.

igniting creativity is essential for innovation.

روشن کردن خلاقیت برای نوآوری ضروری است.

the artist is igniting emotions with her powerful paintings.

هنرمند با نقاشی‌های قدرتمند خود، احساسات را در حال روشن کردن است.

igniting discussions about social issues can lead to change.

برگزاری بحث درباره مسائل اجتماعی می‌تواند منجر به تغییر شود.

he is igniting enthusiasm in the team for the upcoming project.

او شور و اشتیاق را در تیم برای پروژه آینده در حال روشن کردن است.

igniting curiosity in children encourages them to explore.

روشن کردن کنجکاوی در کودکان آن‌ها را تشویق به کاوش می‌کند.

they are igniting a debate on the importance of mental health.

آنها بحثی در مورد اهمیت سلامت روان در حال روشن کردن هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید