igniting passion
برافروختن اشتیاق
igniting change
برافروختن تغییر
igniting interest
برافروختن علاقه
igniting creativity
برافروختن خلاقیت
igniting innovation
برافروختن نوآوری
igniting hope
برافروختن امید
igniting enthusiasm
برافروختن شور و اشتیاق
igniting dreams
برافروختن رویاها
igniting ambition
برافروختن جاهطلبی
igniting motivation
برافروختن انگیزه
igniting a passion for learning can transform lives.
روشن کردن اشتیاق برای یادگیری میتواند زندگیها را متحول کند.
she is igniting a movement for environmental awareness.
او در حال روشن کردن یک جنبش برای آگاهی زیست محیطی است.
his speech was igniting hope among the audience.
سخنرانی او باعث ایجاد امید در میان مخاطبان شد.
they are igniting interest in science through fun experiments.
آنها با انجام آزمایشهای سرگرمکننده، علاقه به علم را در حال روشن کردن هستند.
igniting creativity is essential for innovation.
روشن کردن خلاقیت برای نوآوری ضروری است.
the artist is igniting emotions with her powerful paintings.
هنرمند با نقاشیهای قدرتمند خود، احساسات را در حال روشن کردن است.
igniting discussions about social issues can lead to change.
برگزاری بحث درباره مسائل اجتماعی میتواند منجر به تغییر شود.
he is igniting enthusiasm in the team for the upcoming project.
او شور و اشتیاق را در تیم برای پروژه آینده در حال روشن کردن است.
igniting curiosity in children encourages them to explore.
روشن کردن کنجکاوی در کودکان آنها را تشویق به کاوش میکند.
they are igniting a debate on the importance of mental health.
آنها بحثی در مورد اهمیت سلامت روان در حال روشن کردن هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید