ignoring

[ایالات متحده]/ɪɡˈnɔːrɪŋ/
[بریتانیا]/ɪɡˈnɔːrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری ignore؛ رد کردن یا نادیده گرفتن (یک دعوی حقوقی)؛ بی‌توجهی کردن به؛ وانمود کردن که نمی‌بیند

عبارات و ترکیب‌ها

ignoring advice

نادیده گرفتن نصیحت

ignoring rules

نادیده گرفتن قوانین

ignoring warnings

نادیده گرفتن هشدارها

ignoring signs

نادیده گرفتن علائم

ignoring problems

نادیده گرفتن مشکلات

ignoring facts

نادیده گرفتن حقایق

ignoring instructions

نادیده گرفتن دستورالعمل‌ها

ignoring feedback

نادیده گرفتن بازخورد

ignoring details

نادیده گرفتن جزئیات

ignoring calls

نادیده گرفتن تماس‌ها

جملات نمونه

ignoring the warnings, she continued to drive in the storm.

با بی‌توجهی به هشدارها، او به رانندگی در طوفان ادامه داد.

he was ignoring his friend's advice about the job offer.

او نصیحت دوستش در مورد پیشنهاد شغلی را نادیده می‌گرفت.

ignoring the rules can lead to serious consequences.

نادیده گرفتن قوانین می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she was ignoring her health by not exercising regularly.

او با عدم ورزش منظم، سلامتی خود را نادیده می‌گرفت.

ignoring the deadline, he submitted his project late.

با نادیده گرفتن مهلت مقرر، او پروژه خود را دیر تحویل داد.

they were ignoring the needs of the community.

آنها به نیازهای جامعه بی‌توجهی می‌کردند.

ignoring the noise, he focused on his studies.

با بی‌توجهی به صداها، او بر روی تحصیلات خود تمرکز کرد.

ignoring her fears, she decided to take the plunge.

با بی‌توجهی به ترس‌هایش، او تصمیم گرفت اقدام کند.

ignoring the advice of experts can be risky.

نادیده گرفتن توصیه های متخصصان می تواند خطرناک باشد.

he kept ignoring the signs of stress in his life.

او به طور مداوم علائم استرس در زندگی خود را نادیده می گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید