ignoring advice
نادیده گرفتن نصیحت
ignoring rules
نادیده گرفتن قوانین
ignoring warnings
نادیده گرفتن هشدارها
ignoring signs
نادیده گرفتن علائم
ignoring problems
نادیده گرفتن مشکلات
ignoring facts
نادیده گرفتن حقایق
ignoring instructions
نادیده گرفتن دستورالعملها
ignoring feedback
نادیده گرفتن بازخورد
ignoring details
نادیده گرفتن جزئیات
ignoring calls
نادیده گرفتن تماسها
ignoring the warnings, she continued to drive in the storm.
با بیتوجهی به هشدارها، او به رانندگی در طوفان ادامه داد.
he was ignoring his friend's advice about the job offer.
او نصیحت دوستش در مورد پیشنهاد شغلی را نادیده میگرفت.
ignoring the rules can lead to serious consequences.
نادیده گرفتن قوانین میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she was ignoring her health by not exercising regularly.
او با عدم ورزش منظم، سلامتی خود را نادیده میگرفت.
ignoring the deadline, he submitted his project late.
با نادیده گرفتن مهلت مقرر، او پروژه خود را دیر تحویل داد.
they were ignoring the needs of the community.
آنها به نیازهای جامعه بیتوجهی میکردند.
ignoring the noise, he focused on his studies.
با بیتوجهی به صداها، او بر روی تحصیلات خود تمرکز کرد.
ignoring her fears, she decided to take the plunge.
با بیتوجهی به ترسهایش، او تصمیم گرفت اقدام کند.
ignoring the advice of experts can be risky.
نادیده گرفتن توصیه های متخصصان می تواند خطرناک باشد.
he kept ignoring the signs of stress in his life.
او به طور مداوم علائم استرس در زندگی خود را نادیده می گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید