omitting

[ایالات متحده]/əˈmɪtɪŋ/
[بریتانیا]/əˈmɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ترک کردن یا حذف کردن؛ نادیده گرفتن یا در نظر نگرفتن؛ برداشتن یا حذف کردن؛ فراموش کردن که کاری انجام دهد

عبارات و ترکیب‌ها

omitting details

نادیده گرفتن جزئیات

omitting steps

نادیده گرفتن مراحل

omitting names

نادیده گرفتن نام‌ها

omitting information

نادیده گرفتن اطلاعات

omitting facts

نادیده گرفتن حقایق

omitting errors

نادیده گرفتن خطاها

omitting options

نادیده گرفتن گزینه‌ها

omitting context

نادیده گرفتن زمینه

omitting sources

نادیده گرفتن منابع

omitting comments

نادیده گرفتن نظرات

جملات نمونه

omitting unnecessary details can improve clarity.

حذف جزئیات غیرضروری می‌تواند به بهبود وضوح کمک کند.

she was criticized for omitting important information.

او به دلیل حذف اطلاعات مهم مورد انتقاد قرار گرفت.

omitting the introduction made the report confusing.

حذف مقدمه گزارش را گیج‌کننده کرد.

he is omitting his previous work experience from his resume.

او تجربه کاری قبلی خود را از رزومه خود حذف می‌کند.

omitting certain steps in the process can lead to errors.

حذف مراحل خاص در فرآیند می‌تواند منجر به خطا شود.

the author is omitting a chapter in the new edition.

نویسنده یک فصل را در نسخه جدید حذف می‌کند.

omitting feedback from peers can hinder improvement.

حذف بازخورد از همکاران می‌تواند مانع بهبود شود.

they are omitting the less relevant sections from the presentation.

آنها بخش‌های غیرمرتبط را از ارائه حذف می‌کنند.

omitting the conclusion left the audience unsatisfied.

حذف نتیجه‌گیری باعث نارضایتی مخاطبان شد.

omitting personal opinions can make the article more objective.

حذف نظرات شخصی می‌تواند مقاله را عینی‌تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید