heeding

[ایالات متحده]/'hiːdɪŋ/
[بریتانیا]/'hiːdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. توجه کردن به نصیحت کسی

عبارات و ترکیب‌ها

heeding advice

رعایت کردن توصیه ها

heeding warnings

رعایت کردن هشدارهای

heeding signs

توجه به علائم

heeding calls

پاسخ دادن به درخواست‌ها

heeding instructions

رعایت کردن دستورالعمل‌ها

heeding feedback

توجه به بازخورد

heeding concerns

توجه به نگرانی‌ها

heeding rules

رعایت کردن قوانین

heeding truth

توجه به حقیقت

جملات نمونه

heeding the advice of experts can lead to better decisions.

گوش دادن به توصیه های متخصصان می تواند منجر به تصمیمات بهتر شود.

she is always heeding the warnings about the weather.

او همیشه به هشدارهای مربوط به هوا گوش می دهد.

the team failed to heed the coach's instructions.

تیم نتوانست به دستورالعمل مربی گوش دهد.

heeding your instincts can help you avoid mistakes.

گوش دادن به غرایضتان می تواند به شما کمک کند از اشتباهات جلوگیری کنید.

they are heeding the call for environmental protection.

آنها به درخواست حفاظت از محیط زیست پاسخ می دهند.

heeding safety protocols is crucial in the workplace.

رعایت پروتکل های ایمنی در محیط کار بسیار مهم است.

she spent hours heeding the advice of her mentor.

او ساعت ها به توصیه های مربی خود گوش داد.

heeding feedback from customers can improve service.

گوش دادن به بازخورد مشتریان می تواند خدمات را بهبود بخشد.

they are heeding the lessons learned from past mistakes.

آنها به درس هایی که از اشتباهات گذشته آموخته اند، گوش می دهند.

heeding the rules of the game is essential for fair play.

رعایت قوانین بازی برای بازی منصفانه ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید