imperiling

[ایالات متحده]/ɪmˈpɛrɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ɪmˈpɛrəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به خطر انداختن یا در معرض خطر قرار دادن؛ تهدید کردن یا به خطر انداختن

عبارات و ترکیب‌ها

imperiling lives

به خطر انداختن جان‌ها

imperiling safety

به خطر انداختن ایمنی

imperiling future

به خطر انداختن آینده

imperiling health

به خطر انداختن سلامتی

imperiling resources

به خطر انداختن منابع

imperiling progress

به خطر انداختن پیشرفت

imperiling environment

به خطر انداختن محیط زیست

imperiling trust

به خطر انداختن اعتماد

imperiling stability

به خطر انداختن ثبات

imperiling relationships

به خطر انداختن روابط

جملات نمونه

his reckless driving is imperiling everyone on the road.

رانندگی بی‌احتیاطی او، جان هرکسی را در جاده به خطر انداخته است.

pollution is imperiling the health of our planet.

آلودگی، سلامت سیاره ما را به خطر انداخته است.

the lack of safety measures is imperiling the workers.

نبود اقدامات ایمنی، کارگران را به خطر انداخته است.

climate change is imperiling countless species.

تغییرات آب و هوایی، گونه‌های بی‌شماری را به خطر انداخته است.

ignoring the warnings could be imperiling your life.

نادیده گرفتن هشدارها ممکن است زندگی شما را به خطر بیندازد.

the decision to cut funding is imperiling the entire project.

تصمیم به کاهش بودجه، کل پروژه را به خطر انداخته است.

his actions are imperiling the future of the organization.

اقدامات او، آینده سازمان را به خطر انداخته است.

overfishing is imperiling marine ecosystems.

ماهیتکانی بیش از حد، اکوسیستم‌های دریایی را به خطر انداخته است.

the storm is imperiling the safety of the residents.

طوفان، ایمنی ساکنان را به خطر انداخته است.

neglecting maintenance is imperiling the building's structural integrity.

نادیده گرفتن نگهداری، یکپارچگی سازه ساختمان را به خطر انداخته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید