helping

[ایالات متحده]/ˈhelpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhelpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقداری از غذا؛ مقدار معین
adj. ارائه دهنده کمک، حمایتی.

عبارات و ترکیب‌ها

helping hand

دست کمک

thanks for helping

متشکرم برای کمک

helping behavior

رفتار کمک‌کننده

جملات نمونه

helping with the harvest.

در کمک به برداشت محصول.

helping them to realize the nature of their problems.

در کمک به آنها برای درک ماهیت مشکلاتشان.

helping to rehabilitate former criminals.

کمک به توانمندسازی مجرمان سابق.

stretch out a helping hand

دراز کردن دست کمک.

a generous helping of meat and vegetable

یک وعده سخاوتمندانه گوشت و سبزیجات

a lumping great helping of pudding

یک مقدار زیاد دسر.

helping minority women to economic equality.

کمک به زنان اقلیت برای رسیدن به برابری اقتصادی.

Thanks for helping me.

ممنون که به من کمک کردی.

He did it by way of helping me.

او این کار را با کمک به من انجام داد.

I devote myself to helping the poor.

من خود را وقف کمک به فقرا می کنم.

He's helping with odd jobs.

او در انجام کارهای کوچک کمک می‌کند.

helping the children of poor and needy parents

کمک به کودکان والدین فقیر و نیازمند.

Counselling is helping him work through this trauma.

مشاوره به او کمک می‌کند تا این آسیب را پشت سر بگذارد.

Don’t let Tom wriggle out of helping you.

اجازه ندهید تام از کمک به شما طفره برود.

a local man was bullied into helping them.

یک مرد محلی مجبور به کمک به آنها شد.

a simple but clever idea for helping people learn computing.

یک ایده ساده اما باهوش برای کمک به مردم برای یادگیری محاسبات.

she had been dragooned into helping with the housework.

او مجبور به کمک در کارهای خانه شده بود.

the doctor spared no effort in helping my father.

دکتر تمام تلاش خود را برای کمک به پدرم انجام داد.

she was always ready to lend a helping hand.

او همیشه آماده کمک به دیگران بود.

she asked for a second helping of spinach.

او درخواست یک وعده دوم اسفناج کرد.

نمونه‌های واقعی

The U.S. and British navies are both helping in that search.

ناوهای آمریکا و بریتانیا هر دو در آن جستجو کمک می کنند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Competition with telehealth providers is not helping.

رقابت با ارائه دهندگان خدمات تله سلامت کمک نمی کند.

منبع: VOA Slow English - America

For helping me clean up my mess.

برای کمک به من در تمیز کردن آشفتگی ام.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Could it actually be helping some creatures?

آیا می تواند در واقع به برخی از موجودات کمک کند؟

منبع: Learn English by following hot topics.

Even less so after their second helping.

حتی کمتر پس از وعده دوم آنها.

منبع: Vox opinion

Billie has been helping me for years.

بیلی سال‌هاست که به من کمک می‌کند.

منبع: American Horror Story Season 1

Market dynamics also seem to be helping.

به نظر می رسد پویایی بازار نیز در حال کمک است.

منبع: Soren course audio

Your husband was only helping Olga stretch.

همسرتان فقط به الدنا کمک می کرد تا کشش کند.

منبع: Lost Girl Season 4

The Ministry is now helping to guide retailers to replenish stocks.

وزارتخانه اکنون به راهنمایی خرده فروشان برای تجدید عرضه کمک می کند.

منبع: CRI Online April 2020 Collection

I'm not helping Ukraine into way up ourselves.

من به اوکراین کمک نمی کنم تا خودمان را به بالا بکشانیم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید