inciting

[ایالات متحده]/ɪnˈsaɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈsaɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحریکی؛ تحریک‌آمیز
v. تحریکی؛ تشویق‌کننده؛ تحریک‌آمیز (شکل حال استمراری incite)

عبارات و ترکیب‌ها

inciting violence

تحریک خشونت

inciting unrest

تحریک بی‌نظمی

inciting hatred

تحریک نفرت

inciting action

تحریک عمل

inciting fear

تحریک ترس

inciting rebellion

تحریک شورش

inciting conflict

تحریک درگیری

inciting protest

تحریک اعتراض

inciting change

تحریک تغییر

inciting discussion

تحریک بحث

جملات نمونه

the speech was inciting a strong reaction from the crowd.

سخنرانی باعث ایجاد واکنش قوی از سوی جمعیت شد.

his actions were inciting violence among the protesters.

اقدامات او باعث ایجاد خشونت در میان اعتراض‌کنندگان شد.

the film was criticized for inciting fear in its audience.

فیلم به خاطر ایجاد ترس در مخاطبان مورد انتقاد قرار گرفت.

inciting curiosity can lead to greater engagement with the topic.

ایجاد کنجکاوی می‌تواند منجر به تعامل بیشتر با موضوع شود.

the article was accused of inciting hatred against a specific group.

مقاله به ایجاد نفرت علیه یک گروه خاص متهم شد.

inciting passion in your work can lead to greater success.

ایجاد اشتیاق در کار شما می‌تواند منجر به موفقیت بیشتر شود.

the rally was inciting support for the new policy.

تجمع حمایت از سیاست جدید را تحریک می‌کرد.

inciting change requires a collective effort from everyone.

ایجاد تغییرات نیازمند تلاش جمعی از همه است.

the book is inciting discussions about social justice.

کتاب بحث‌هایی در مورد عدالت اجتماعی را تحریک می‌کند.

inciting laughter can lighten the mood in any situation.

ایجاد خنده می‌تواند حال و هوا را در هر شرایطی بهتر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید