inciting violence
تحریک خشونت
inciting unrest
تحریک بینظمی
inciting hatred
تحریک نفرت
inciting action
تحریک عمل
inciting fear
تحریک ترس
inciting rebellion
تحریک شورش
inciting conflict
تحریک درگیری
inciting protest
تحریک اعتراض
inciting change
تحریک تغییر
inciting discussion
تحریک بحث
the speech was inciting a strong reaction from the crowd.
سخنرانی باعث ایجاد واکنش قوی از سوی جمعیت شد.
his actions were inciting violence among the protesters.
اقدامات او باعث ایجاد خشونت در میان اعتراضکنندگان شد.
the film was criticized for inciting fear in its audience.
فیلم به خاطر ایجاد ترس در مخاطبان مورد انتقاد قرار گرفت.
inciting curiosity can lead to greater engagement with the topic.
ایجاد کنجکاوی میتواند منجر به تعامل بیشتر با موضوع شود.
the article was accused of inciting hatred against a specific group.
مقاله به ایجاد نفرت علیه یک گروه خاص متهم شد.
inciting passion in your work can lead to greater success.
ایجاد اشتیاق در کار شما میتواند منجر به موفقیت بیشتر شود.
the rally was inciting support for the new policy.
تجمع حمایت از سیاست جدید را تحریک میکرد.
inciting change requires a collective effort from everyone.
ایجاد تغییرات نیازمند تلاش جمعی از همه است.
the book is inciting discussions about social justice.
کتاب بحثهایی در مورد عدالت اجتماعی را تحریک میکند.
inciting laughter can lighten the mood in any situation.
ایجاد خنده میتواند حال و هوا را در هر شرایطی بهتر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید