emotional inconstancy
ناپایداری عاطفی
inconstancy of love
ناپایداری عشق
inconstancy in behavior
ناپایداری در رفتار
inconstancy of purpose
ناپایداری هدف
inconstancy in relationships
ناپایداری در روابط
inconstancy of character
ناپایداری شخصیت
inconstancy of mind
ناپایداری ذهن
inconstancy in decisions
ناپایداری در تصمیمات
inconstancy of feelings
ناپایداری احساسات
inconstancy in faith
ناپایداری ایمان
his inconstancy in relationships made it difficult for him to find true love.
ناپایداری او در روابط باعث شد پیدا کردن عشق واقعی برایش دشوار باشد.
the inconstancy of the weather can ruin our picnic plans.
ناپایداری هوا میتواند برنامههای پیکنیک ما را خراب کند.
her inconstancy in her decisions often led to confusion among her friends.
ناپایداری او در تصمیماتش اغلب باعث سردرگمی بین دوستانش میشد.
inconstancy can be a sign of deeper emotional issues.
ناپایداری میتواند نشانهای از مشکلات عاطفی عمیقتر باشد.
the inconstancy of the stock market makes investing risky.
ناپایداری بازار سهام سرمایهگذاری را پرخطر میکند.
his inconstancy in work ethic frustrated his colleagues.
ناپایداری اخلاق کاری او همکارانش را ناامید کرد.
inconstancy in leadership can lead to a lack of trust in the team.
ناپایداری در رهبری میتواند منجر به عدم اعتماد در تیم شود.
she admired the artist's inconstancy, believing it fueled creativity.
او به دلیل باور به اینکه آن باعث افزایش خلاقیت میشود، به ناپایداری هنرمند احترام میگذاشت.
inconstancy in fashion trends makes it hard to keep up.
ناپایداری در روند مد، هماهنگ ماندن را دشوار میکند.
the inconstancy of his moods made it hard to predict his reactions.
ناپایداری خلق و خوی او باعث میشد پیشبینی واکنشهایش دشوار باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید