loyalty reward program
برنامه پاداش وفاداری
customer loyalty
وفاداری مشتری
brand loyalty
وفاداری به برند
loyalty to an ideal.
وفاداری به یک آرمان.
their loyalty to the Church came before their loyalty to the Crown.
وفاداری آنها به کلیسا مقدم بر وفاداری آنها به تاج و تخت بود.
loyalty to one's family;
وفاداری به خانواده.
your loyalty is very touching.
وفاداری شما بسیار دلنشین است.
a tug between loyalty and desire.
یک کشش بین وفاداری و میل.
They swore an oath of loyalty to the country.
آنها سوگند وفاداری به کشور خوردند.
Loyalty is a duty paramount to all others.
وفاداری وظیفهای است که بر همه چیز مقدم است.
his extreme loyalty to the Crown.
وفاداری شدید او به تاج و تخت.
the monarchy is the focus of loyalty and service.
پادشاهی مرکز وفاداری و خدمت است.
the undeviating loyalty of his wife.
وفاداری همسرش که بدون تغییر بود.
his loyalty to John is unquestioned.
وفاداری او به جان بدون سوال است.
They covenanted in loyalty to the king.
آنها با وفا داری به پادشاه پیمان بستند.
affirm one's loyalty to one's country
تایید وفاداری خود به کشور
We all have a loyalty to the company.
ما همه به شرکت وفادار هستیم.
her loyalty is really beyond question .
وفاداری او واقعاً فراتر از هر سوالی است.
he thought his loyalty had been inadequately recompensed.
او فکر میکرد وفاداری او به طور ناکافی جبران شده است.
he forced them to swear an oath of loyalty to him.
او آنها را مجبور کرد سوگند وفاداری به او بخورند.
My loyalties lie with my family.
وفاداری من با خانوادهام است.
This company puts a high premium on the loyalty of its employees.
این شرکت بر وفاداری کارکنان خود ارزش زیادی میگذارد.
There’s a question mark over his loyalty to the company.
در مورد وفاداری او به شرکت یک علامت سوال وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید