steadfastness

[ایالات متحده]/'stedfa:stnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استحکام، ثبات

جملات نمونه

She showed great steadfastness in pursuing her goals.

او در追求 اهداف خود، ثبات نظر فوق العاده ای نشان داد.

His steadfastness in the face of adversity is truly admirable.

ثبات او در برابر سختی ها واقعاً قابل تحسین است.

Steadfastness is a key quality for successful leaders.

ثبات یک ویژگی کلیدی برای رهبران موفق است.

The team's steadfastness in their beliefs led to their victory.

ثبات تیم در باورهایشان منجر به پیروزی آنها شد.

She relied on her steadfastness to get through the tough times.

او برای گذراندن دوران سخت به ثبات خود متکی بود.

His steadfastness in keeping his promises earned him respect.

ثبات او در حفظ وعده هایش باعث شد که مورد احترام قرار گیرد.

Steadfastness is essential for building strong relationships.

ثبات برای ایجاد روابط قوی ضروری است.

The soldier's steadfastness in battle inspired his comrades.

ثبات سرباز در نبرد، هم‌رزمانش را الهام بخشید.

Her steadfastness in her beliefs never wavered.

ثبات او در باورهایش هرگز کمرنگ نشد.

Steadfastness is a virtue that should be cultivated.

ثبات فضیلتی است که باید تقویت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید