incrementally improve
بهبود تدریجی
incrementally increase
افزایش تدریجی
incrementally develop
توسعه تدریجی
incrementally adjust
تنظیم تدریجی
incrementally enhance
بهبود تدریجی
incrementally build
ساخت تدریجی
incrementally test
تست تدریجی
incrementally expand
گسترش تدریجی
incrementally refine
بهینه سازی تدریجی
incrementally implement
اجرا تدریجی
the software updates incrementally to improve performance.
نرمافزار بهطور افزایشی به منظور بهبود عملکرد بهروزرسانی میشود.
he incrementally increased his savings each month.
او به طور افزایشی پسانداز خود را هر ماه افزایش داد.
the team worked incrementally to meet the project deadline.
تیم به طور افزایشی برای رسیدن به مهلت پروژه کار کرد.
they made changes incrementally to minimize disruptions.
آنها تغییراتی را به طور افزایشی ایجاد کردند تا اختلالات را به حداقل برسانند.
the company plans to incrementally expand its services.
شرکت قصد دارد خدمات خود را به طور افزایشی گسترش دهد.
she learned the language incrementally over several years.
او به طور افزایشی زبان را در طول چندین سال یاد گرفت.
the project was developed incrementally to allow for feedback.
پروژه به طور افزایشی توسعه یافت تا امکان دریافت بازخورد فراهم شود.
he incrementally improved his skills through practice.
او به طور افزایشی مهارتهای خود را از طریق تمرین بهبود بخشید.
the system updates its database incrementally.
سیستم به طور افزایشی پایگاه داده خود را بهروزرسانی میکند.
they incrementally adjusted the settings for better results.
آنها به طور افزایشی تنظیمات را برای نتایج بهتر تنظیم کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید