indicating results
نشان دادن نتایج
indicating trends
نشان دادن روندها
indicating changes
نشان دادن تغییرات
indicating factors
نشان دادن عوامل
indicating needs
نشان دادن نیازها
indicating status
نشان دادن وضعیت
indicating errors
نشان دادن خطاها
indicating levels
نشان دادن سطوح
indicating options
نشان دادن گزینه ها
indicating symptoms
نشان دادن علائم
she was indicating her preference for the blue dress.
او داشت ترجیح خود را برای لباس آبی نشان میداد.
the sign is indicating the direction to the nearest exit.
تابلو جهت خروج نزدیک را نشان میدهد.
his tone was indicating that he was not happy with the decision.
لحنش نشان میداد که از تصمیم خوشحال نیست.
the data is indicating a significant increase in sales this quarter.
دادهها نشاندهنده افزایش قابل توجه فروش در این فصل است.
she kept indicating that she needed help with the project.
او بارها نشان داد که برای کمک با پروژه نیاز دارد.
the report is indicating several areas for improvement.
گزارش حوزههای متعددی برای بهبود را نشان میدهد.
his gestures were indicating that he wanted to leave early.
حرکات او نشان میداد که میخواست زودتر برود.
the symptoms are indicating a possible infection.
علائم نشاندهنده یک عفونت احتمالی هستند.
they are indicating a willingness to negotiate the terms.
آنها تمایل خود را به مذاکره در مورد شرایط نشان میدهند.
the results are indicating a need for further research.
نتایج نشاندهنده نیاز به تحقیقات بیشتر است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید