obscuring details
جلوگیری از دیدن جزئیات
obscuring vision
جلوگیری از دید
obscuring truth
پوشاندن حقیقت
obscuring light
پوشاندن نور
obscuring background
پنهان کردن پسزمینه
obscuring factors
پوشاندن عوامل
obscuring information
پوشاندن اطلاعات
obscuring noise
پوشاندن نویز
obscuring features
پوشاندن ویژگیها
obscuring content
پوشاندن محتوا
the fog is obscuring the view of the mountains.
مه غبار دید به کوهها را پنهان میکند.
his actions are obscuring the true intentions behind the project.
اقدامات او اهداف واقعی پشت پروژه را پنهان میکند.
obscuring the facts can lead to misunderstandings.
پنهان کردن حقایق میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
the clouds are obscuring the sun this afternoon.
ابرها این بعد از ظهر خورشید را پنهان میکنند.
obscuring important details can affect decision-making.
پنهان کردن جزئیات مهم میتواند بر تصمیمگیری تأثیر بگذارد.
the artist used dark colors, obscuring the main subject.
هنرمند از رنگهای تیره استفاده کرد و موضوع اصلی را پنهان کرد.
obscuring your emotions can be harmful in the long run.
پنهان کردن احساسات شما میتواند در دراز مدت مضر باشد.
the dense forest is obscuring the path ahead.
جنگل متراکم مسیر پیش رو را پنهان میکند.
obscuring the truth can damage relationships.
پنهان کردن حقیقت میتواند به روابط آسیب برساند.
his sunglasses were obscuring his eyes, making it hard to read his expressions.
عینک آفتابی او چشمانش را پنهان میکرد و خواندن حالات چهرهاش را دشوار میساخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید