obscuring

[ایالات متحده]/əbˈskjʊərɪŋ/
[بریتانیا]/əbˈskjʊrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را نامشخص یا دشوار برای دیدن کردن؛ پوشاندن یا پنهان کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

obscuring details

جلوگیری از دیدن جزئیات

obscuring vision

جلوگیری از دید

obscuring truth

پوشاندن حقیقت

obscuring light

پوشاندن نور

obscuring background

پنهان کردن پس‌زمینه

obscuring factors

پوشاندن عوامل

obscuring information

پوشاندن اطلاعات

obscuring noise

پوشاندن نویز

obscuring features

پوشاندن ویژگی‌ها

obscuring content

پوشاندن محتوا

جملات نمونه

the fog is obscuring the view of the mountains.

مه غبار دید به کوه‌ها را پنهان می‌کند.

his actions are obscuring the true intentions behind the project.

اقدامات او اهداف واقعی پشت پروژه را پنهان می‌کند.

obscuring the facts can lead to misunderstandings.

پنهان کردن حقایق می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the clouds are obscuring the sun this afternoon.

ابرها این بعد از ظهر خورشید را پنهان می‌کنند.

obscuring important details can affect decision-making.

پنهان کردن جزئیات مهم می‌تواند بر تصمیم‌گیری تأثیر بگذارد.

the artist used dark colors, obscuring the main subject.

هنرمند از رنگ‌های تیره استفاده کرد و موضوع اصلی را پنهان کرد.

obscuring your emotions can be harmful in the long run.

پنهان کردن احساسات شما می‌تواند در دراز مدت مضر باشد.

the dense forest is obscuring the path ahead.

جنگل متراکم مسیر پیش رو را پنهان می‌کند.

obscuring the truth can damage relationships.

پنهان کردن حقیقت می‌تواند به روابط آسیب برساند.

his sunglasses were obscuring his eyes, making it hard to read his expressions.

عینک آفتابی او چشمانش را پنهان می‌کرد و خواندن حالات چهره‌اش را دشوار می‌ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید