ambiguous

[ایالات متحده]/æmˈbɪɡjuəs/
[بریتانیا]/æmˈbɪɡjuəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باعث سردرگمی یا عدم اطمینان; دارای بیش از یک معنی یا تفسیر ممکن.

جملات نمونه

This is an ambiguous sentence.

این یک جمله مبهم است.

It's an ambiguous statement.

این یک اظهار نظر مبهم است.

an ambiguous, oracular remark.

یک اظهار نظر مبهم و پیشگویانه.

This sentence is ambiguous in sense.

این جمله از نظر معنا مبهم است.

a specific purpose. ambiguous

یک هدف مشخص. مبهم

a professor's enigmatic grading system.See Synonyms at ambiguous

سیستم نمره دهی رمزآلود یک استاد. برای یافتن مترادف ها به مبهم مراجعه کنید

In fact, your ambiguous words amount to a refusal.

در واقع، کلمات مبهم شما به معنای امتناع است.

ambiguous wording that left some wiggle room for further negotiation.

عبارت‌گذاری مبهم که فضای مانور برای مذاکرات بیشتر باقی گذاشت.

Frustrated by ambiguous instructions, the parents were never able to assemble the new toy. Something

والدین به دلیل دستورالعمل های مبهم ناامید شده بودند و هرگز نتوانستند اسباب بازی جدید را مونتاژ کنند. چیزی

Under the control of the rule of semantic composition as well as the restraint of other sememes, the original polysemies can present monosemy with no ambiguous meaning.

تحت کنترل قانون ترکیب معنایی و همچنین محدودیت سایر معناها، چندوجهی های اصلی می توانند با هیچ معنای مبهم، تک معنایی را ارائه دهند.

نمونه‌های واقعی

This verb is way too ambiguous.

این فعل بیش از حد مبهم است.

منبع: Learn business English with Lucy.

It's far more interesting and symbolically effective to leave it ambiguous.

بسیار جالب تر و از نظر نمادین موثرتر است که آن را مبهم رها کرد.

منبع: Selected Film and Television News

That's a somewhat ambiguous response. Am I going or not?

این یک پاسخ تا حدودی مبهم است. آیا من می روم یا نه؟

منبع: The Big Bang Theory Season 3

There's a lot of ambiguous language in this contract.

در این قرارداد زبان مبهم زیادی وجود دارد.

منبع: Modern Family - Season 07

Forgiving yourself may seem like an ambiguous process.

بخشش خودتان ممکن است مانند یک فرآیند مبهم به نظر برسد.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

This is known as an ambiguous figure.

این به عنوان یک شکل مبهم شناخته می شود.

منبع: Fun Talk about Linguistics

They gave participants ambiguous information about two women.

آنها اطلاعات مبهمی در مورد دو زن به شرکت کنندگان دادند.

منبع: Psychology Mini Class

This was a clear vote, Steve. It's not ambiguous.

این یک رای روشن بود، استیو. این مبهم نیست.

منبع: NPR News November 2016 Collection

Germershausen is ambiguous over whether Berlin could cope with more refugees.

جرمرشهوزن در مورد اینکه آیا برلین می تواند با آوارگان بیشتری کنار بیاید، مبهم است.

منبع: VOA Standard Speed February 2016 Collection

And this is the line for me which feels most ambiguous.

و این خطی است که برای من بیش از همه مبهم به نظر می رسد.

منبع: Appreciation of English Poetry

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید