indicative mood
حالت تشریحی
indicative evidence
اثبات قاطع
indicative of
نشاندهنده
symptoms indicative of anemia; an insignia indicative of high rank.
علائمی که نشان دهنده کم خونی هستند؛ نشانهای از رتبه بالا.
Use the indicative mood to make a sentence.
برای ساختن یک جمله از حالت نشانه استفاده کنید.
His presence is indicative of his wish to join us.
حضور او نشان دهنده تمایل او به پیوستن به ما است.
His presence is indicative of his willingness to help.
حضور او نشان دهنده تمایل او به کمک کردن است.
having recurrent dreams is not necessarily indicative of any psychological problem.
داشتن رویاهای مکرر لزوماً نشان دهنده هیچ مشکلی روانی نیست.
homodont Type of dentition where the teeth are all similar, indicative of a uniform diet.
نوعی دندانپوشی که در آن همه دندانها شبیه هستند، نشاندهنده یک رژیم غذایی یکنواخت.
His presence is indicative of his interest in our plan.
حضور او نشان دهنده علاقه او به برنامه ما است.
There are three kinds of mood in English:the indicative mood,the imperative mood and the subjunctive mood.
سه نوع حالت در زبان انگلیسی وجود دارد: حالت نشانک، حالت امری و حالت شرطی.
This is indicative of a hypochromic (less hemoglobin in each RBC) microcytic (smaller size of each RBC) anemia.
این نشان دهنده یک کم خونی کمهماتوک (کمبود هموگلوبین در هر RBC) و میکروسیتیک (اندازه کوچکتر هر RBC) است.
The gram stain shown here demonstrates many neutrophilic leukocytes, one of which contains gram negative intracellular diplococci indicative of Neisseria gonorrheae infection.
رنگآمیزی گرم نشان داده شده در اینجا نشان دهنده بسیاری از لکوسیتهای نوترفیلی است که یکی از آنها حاوی دیپلوکوکهای داخل سلولی گرم منفی است که نشان دهنده عفونت نیسریا گونوره است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید