The Kuwaiti parliament, which had only functioned very briefly and ineffectually before, was reconvened and the emir backed the enfranchisement of women.
پارلمان کویت که پیش از این فقط به طور خلاصه و ناکارآمد عمل میکرد، مجدداً تشکیل شد و امیر از حق رای زنان حمایت کرد.
He tried ineffectually to fix the leaky faucet.
او به طور بیاثر سعی کرد شیر آب چکه کننده را تعمیر کند.
She ineffectually attempted to persuade her boss to give her a raise.
او به طور بیاثر سعی کرد رئیس خود را متقاعد کند که حقوقش را افزایش دهد.
The team worked ineffectually together, leading to a loss in the game.
تیم به طور بیاثر با هم کار کردند که منجر به باخت در بازی شد.
The medication was applied ineffectually, resulting in no improvement in the patient's condition.
دارو به طور بیاثر استفاده شد و هیچ بهبودی در وضعیت بیمار حاصل نشد.
He ineffectually tried to start the car with a dead battery.
او به طور بیاثر سعی کرد ماشین را با باتری خالی روشن کند.
The new policy was implemented ineffectually, causing confusion among employees.
سیاست جدید به طور بیاثر اجرا شد و باعث سردرگمی در بین کارکنان شد.
She ineffectually searched for her lost keys in the dark.
او به طور بیاثر در تاریکی به دنبال کلیدهای گمشدهاش گشت.
The teacher ineffectually tried to quiet down the noisy classroom.
معلم به طور بیاثر سعی کرد کلاس درس پر سر و صدا را آرام کند.
The company's marketing campaign failed ineffectually to attract new customers.
کمپین بازاریابی شرکت نتوانست به طور بیاثر مشتریان جدیدی را جذب کند.
Despite his efforts, he ineffectually struggled to meet the deadline.
با وجود تلاشهای او، او به طور بیاثر برای رسیدن به مهلت مقرر تلاش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید