infuses

[ایالات متحده]/ɪnˈfjuːzɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈfjuːzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای القا یا معرفی یک کیفیت یا ویژگی؛ برای خیساندن یا دم کردن (چای، گیاهان)

عبارات و ترکیب‌ها

infuses energy

انرژی را تزریق می‌کند

infuses flavor

طعم را تزریق می‌کند

infuses creativity

خلاقیت را تزریق می‌کند

infuses passion

اشتیاق را تزریق می‌کند

infuses life

زندگی را تزریق می‌کند

infuses culture

فرهنگ را تزریق می‌کند

infuses hope

امید را تزریق می‌کند

infuses strength

قدرت را تزریق می‌کند

infuses joy

شادی را تزریق می‌کند

infuses innovation

نوآوری را تزریق می‌کند

جملات نمونه

the chef infuses the dish with unique flavors.

آشپز غذا را با طعم‌های منحصر به فرد ترکیب می‌کند.

she infuses her artwork with vibrant colors.

او آثار هنری خود را با رنگ‌های زنده ترکیب می‌کند.

the novel infuses elements of magic and reality.

رمان عناصری از جادو و واقعیت را ترکیب می‌کند.

he infuses his speeches with passion and energy.

او سخنرانی‌های خود را با شور و نشاط ترکیب می‌کند.

the teacher infuses her lessons with creativity.

معلم درس‌های خود را با خلاقیت ترکیب می‌کند.

the film infuses humor into a serious topic.

فیلم طنز را در یک موضوع جدی وارد می‌کند.

the company infuses innovation into its products.

شرکت نوآوری را در محصولات خود وارد می‌کند.

the event infuses the community with a sense of unity.

این رویداد حس اتحاد را در جامعه القا می‌کند.

music infuses life into the atmosphere.

موسیقی زندگی را به اتمسفر القا می‌کند.

she infuses her writing with personal experiences.

او نوشته‌های خود را با تجربیات شخصی ترکیب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید