impregnates

[ایالات متحده]/ɪmˈprɛɡneɪts/
[بریتانیا]/ɪmˈprɛɡneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باردار کردن؛ اشباع کردن یا پر کردن با یک ماده

عبارات و ترکیب‌ها

impregnates soil

خاک را آغشته می‌کند

impregnates fabric

پارچه را آغشته می‌کند

impregnates material

مواد را آغشته می‌کند

impregnates water

آب را آغشته می‌کند

impregnates air

هوا را آغشته می‌کند

impregnates environment

محیط را آغشته می‌کند

impregnates oil

روغن را آغشته می‌کند

impregnates wood

چوب را آغشته می‌کند

impregnates skin

پوست را آغشته می‌کند

impregnates chemicals

مواد شیمیایی را آغشته می‌کند

جملات نمونه

the farmer impregnates the soil with nutrients.

کشاورز خاک را با مواد مغذی بارور می‌کند.

the artist impregnates her work with emotion.

هنرمند اثر خود را با احساسات بارور می‌کند.

the process impregnates the fabric with color.

این فرآیند پارچه را با رنگ آغشته می‌کند.

he impregnates the story with personal experiences.

او داستان را با تجربیات شخصی آغشته می‌کند.

the scientist impregnates the solution with a chemical compound.

دانشمند محلول را با یک ترکیب شیمیایی آغشته می‌کند.

the teacher impregnates the lesson with real-world examples.

معلم درس را با مثال‌های دنیای واقعی آغشته می‌کند.

the perfume impregnates the air with a sweet scent.

عطر هوا را با بوی شیرین آغشته می‌کند.

the documentary impregnates viewers with a sense of urgency.

مستند بینندگان را با حس فوریت آغشته می‌کند.

the chef impregnates the dish with spices.

آشپز غذا را با ادویه‌ها آغشته می‌کند.

the novel impregnates the reader's mind with vivid imagery.

رمان ذهن خواننده را با تصاویر زنده آغشته می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید