mingling

[ایالات متحده]/ˈmɪŋɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɪŋɡlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مخلوط کردن یا ترکیب کردن; وارد شدن یا درگیر شدن با; اجتماعی شدن یا تعامل با دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

mingling crowds

جمعیت‌های در هم آمیخته

mingling voices

صدای در هم آمیخته

mingling cultures

فرهنگ‌های در هم آمیخته

mingling friends

دوستان در هم آمیخته

mingling ideas

ایده‌های در هم آمیخته

mingling interests

علایق در هم آمیخته

mingling spirits

روح‌های در هم آمیخته

mingling energies

انرژی‌های در هم آمیخته

mingling flavors

طعم‌های در هم آمیخته

mingling moments

لحظات در هم آمیخته

جملات نمونه

people enjoy mingling at social events.

افراد از معاشرت در رویدادهای اجتماعی لذت می برند.

mingling with different cultures can be enriching.

معاشرت با فرهنگ های مختلف می تواند غنی کننده باشد.

she loves mingling with her friends at the café.

او عاشق معاشرت با دوستانش در کافه است.

they spent the evening mingling and networking.

آنها شب را به معاشرت و شبکه سازی گذراندند.

mingling with colleagues helps build teamwork.

معاشرت با همکاران به ایجاد کار گروهی کمک می کند.

the festival is a great place for mingling.

جشنواره مکان مناسبی برای معاشرت است.

he enjoys mingling with new people at parties.

او از معاشرت با افراد جدید در مهمانی ها لذت می برد.

mingling in the community is important for social ties.

معاشرت در جامعه برای ایجاد پیوندهای اجتماعی مهم است.

they organized activities for mingling among participants.

آنها فعالیت هایی را برای معاشرت بین شرکت کنندگان سازماندهی کردند.

mingling at the conference led to new collaborations.

معاشرت در کنفرانس منجر به همکاری های جدید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید