ingrate

[ایالات متحده]/ˈɪnɡreɪt/
[بریتانیا]/ˈɪnɡreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که ناسپاس است؛ شخصی که ناسپاس و بی وفاست
adj. نشان ندادن قدردانی؛ ناسپاس

عبارات و ترکیب‌ها

ungrateful ingrate

اینگرفتار ناگدار

selfish ingrate

اینگرفتار خودخواه

thankless ingrate

اینگرفتار بی‌سپاس

true ingrate

اینگرفتار واقعی

ingrate behavior

رفتار اینگرفتاری

callous ingrate

اینگرفتار بی‌حس

shameless ingrate

اینگرفتار بی‌شرم

ingrate attitude

نگاه اینگرفتاری

typical ingrate

اینگرفتار معمول

ingrate friend

دوست اینگرفتار

جملات نمونه

he is such an ingrate for not appreciating her help.

او مردی بسیار نا‌شکر است که قدردان کمک‌های او نیست.

it's disappointing to see him act like an ingrate.

دیدن اینکه او مثل یک فرد نا‌شکر رفتار می‌کند، ناراحت‌کننده است.

she called him an ingrate after he rejected her gift.

او بعد از اینکه او هدیه‌اش را رد کرد، او را نا‌شکر خطاب کرد.

being an ingrate can ruin relationships.

نا‌شکر بودن می‌تواند روابط را خراب کند.

he acted like an ingrate despite all the sacrifices she made.

با وجود تمام فداکاری‌هایی که انجام داده بود، او مثل یک فرد نا‌شکر رفتار کرد.

ingrate behavior can lead to isolation.

رفتار نا‌شکرانه می‌تواند منجر به انزوا شود.

don't be an ingrate; show some gratitude!

نا‌شکر نباشید؛ کمی قدردانی نشان دهید!

his ingrate attitude surprised everyone around him.

حرف نا‌شکرانه‌اش همه اطرافیان را شگفت‌زده کرد.

people often overlook ingrate behavior in their friends.

افراد اغلب رفتار نا‌شکرانه را در دوستان خود نادیده می‌گیرند.

she felt like an ingrate after receiving so much help.

بعد از دریافت کمک‌های فراوان، احساس می‌کرد که یک فرد نا‌شکر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید